معرفی کتاب : یک نگاهت شعر هایم را سرود / عنوان اولین مجموعه اشعار من / و چند شعر کوتاه
به نام حضرت عشق
دوستان سلام. اینجا ایستگاه شب است. او آمد ودر ازدحام بازار جوانیش را باخت. چه خسران
بزرگی.
تو آمدی و با شعله های عشق هستی ما را آتش زدی و با لبخندی بیخیال گذشتی.
و من در خلوت ثانیه های بی فرجام عشق آتشینی را زیستم و پای عشق ایستادم.
اینجا ایستگاه شب است. او حسرت را سرود و در ایستگاه شب سوار قطار مرگ شد.
چه شب تلخی!
و اما شب ما چه با شکوه است! هزار غنچۀ رویا شب های ما را پر از عطر صد خاطره کرد. و ما دامن
کشان از کوچۀ خرم عشق گذشتیم.
زندگی
جام فرصتی است و
شراب عشق و
سر مستی خاطره ای ازلی.
پس بیاییم فرصت ها را غنیمت شماریم و با شراب عشق و شعر ناب زندگی را عاشقانه بسراییم
ما میخواهیم در اینجا در این ایستگاه شب. شبهایمان را سرشار از شمیم عشق و شعر و عرفان نماییم.
یک نگاهت شعر هایم را سرود
عنوان اولین مجموعه شعرهای من می با شد که در سال۸۳به چاپ رسیده است.وشامل مثنویءغزل و دوبیتی می باشد
نمونه شعر ها:
خوشا انان که خود اهل یقینند
خدا را بنده و تاج زمینند
همیشه بی ریا و بی تکبر
جوانمردان خوش خو و امینند
***
خوشا آنان که سر بر دار دارند
ز عشقی پاک دلی سر شار دارند
کمر بسته به خدمت با خدایند
زهر نام و مقام بیزار دارند
***
عزیزان من دلم دریای خون گشت
ز عشقش سینه ام چو ارغنون گشت
ز درد و این غم هجران و وصلش
دو بیتی های نازم لاله گون گشت
***
نخلستان و ماه
مرا با اشک و آه بگدار تنها
شهید آن نگاه بگدار تنها
همه شبها به نخلستان خاموش
مرا با سوز چاه بگذار تنها
به صحرا سر گذاشتم در پی ماه
مرا با نور ماه بگذار تنها
زدی آتش مرا در آن پگاه
مرا در آن پگاه بگذار تنها
الا ای ماه من در چاه کنعان
دلم را چشم به راه بگذار تنها
غم عشق توام دیوانه ام کرد
تو این دیوانه را بگذار تنها
صدای عشق تو از سینه آید
مرا با این صدا بگذار تنها
امین از عشق تو آواره گشته
به خنده گفت: مرا بگذار تنها
به امید روزی که مهدی موعود"عج"به یاری
مسیح "ع"به دیوار کعبه تکیه زند و ندای پیروزی
مستضعفین جهان را سر دهند الیس الصبح بقریب؟



چند شعر کوتاه:
1
ناگهان
سقفی فرو ریخت
و من پشت دیوار زمان
در کار دل فرو ماندم
قانون سبز حیات اما خیلی دقیق است
و در فصل شکفتن
سقفی از گل رویید
***
۲
تمام زندگی همین بود
عشقی در قلبی گل کرد
ناگهان شقاوت پاییز از راه رسید
***
۳
جنگ وتنازع بقا
منطق حیوان ناطق
صلح و همزیستی
روش آدم عاشق
***
۴
چه حالی می کنم با تو
همان یک لحظه که همدم منی شبانگاهان
ای دلربا! ای هایکو!
***
۵
نام تو را در دلم زمزمه کردم
رودها جاری شدند
حال خود را به دریا گفتم
دریا توفان شد
یک سونامی آمد و
دشمنان هر چه عاشق را
از مسیر رود و دریا بر داشت
***
۶
امروز هم به آسمان نگاه کردم
به زمین ،دور برم
هر چه هست مال من ست
تشکر می کنم خوشبختم
خرداد۱۳۹۱ -----------------------------------