هولودومو / راجر اسکروتن
هر آن کاری که بلشویکها از پیش بردند، از طریق
«سپاهِ ضرورتاً بی رحم و منضبطِ رهایی بخش بشر»
انجام شد. ... حقّا که این رهایی بخشی چه شکل
عجیبی هم به خود گرفت! چون تاریخ مارکسیستی
اهمیتی به چیزهایی مثلِ حقوق و فرایندِ قضایی
نمیدهد. هابزبوم [مورخ چپگرای انگلیسی] ضرورتی
نمیبیند که به حکم 21 نوامبر 1917 لنین اشاره
بکند، که دادگاهها، نظام وکالت و حرفههای حقوق را
ملغی کرد، و تنها سپرِ دفاعیای را که مردم در برابرِ
ارعاب و دستگیریهای خودسرانه داشتند از آنها
ستاند. هرچه باشد فقط بورژوازی به محکمههای
قضایی رجوع میکرد و متوسل میشد و آن هم که
به هر حال داشت به سمتِ «نابودی کامل» می رفت؛
و البته که به تأسیسِ چکا [نخستین پلیس امنیتی
شوروی]، سلفِ کا.گ.ب، به دستِ لنین، و اعطای
قدرتِ بیچونوچرای به کار بستنِ همهی شیوههای
تروریستی ممکن برای به نمایش گذاشتنِ ارادهی
«تودهها» در برابرِ مردمی که فقط مردم بودند،
اشارهای نمیشود. از قحطی سالِ
1921 [هولودومور] هم حرفی به میان
نمیآید، که یکی از سه قحطی عمدیِ
ساختهی دستِ بشر در اوایل تاریخ
شوروی بود، که استالین از آن برای
تحمیلِ ارادهی «تودهها» بر آن دهقانانِ
سرکش اوکراینی که هنوز روحشان هم
از این سرکش بودن خبر نداشت، بهره گرفت. ...[انگار] جرائم و جنایاتِ چپها
هرگز واقعا جرم و جنایت نبودهاند، و در
هر حال کسانی که آنها را مرتکب
میشوند یا کسانی که چشم بر آنها
میبندند، همواره با احسنِ نیّات چنین
میکنند!
راجر اسکروتن
♫♫♫
شعر و داستان/امین فرومدی
ادبیات ایران و جهان
∞
منبع : سایت تایم دات آی آر