کی مرده است کی زنده ؟
مردی که
در گذشته خود زندکی می کرد
زیر آوار گذشته ماند و مرد
وان که در آینده آرزو های خود پرسه می زند
در برهوت گرم رویا روحی سرگردان مانده است
آه...!
چه کم اند مردمی که هم اکنون زنده اند!
شنبه 25 دی 1400
ادبیات زندگی/ فقط عشق ست / باقی همه مشق ست
مردی که
در گذشته خود زندکی می کرد
زیر آوار گذشته ماند و مرد
وان که در آینده آرزو های خود پرسه می زند
در برهوت گرم رویا روحی سرگردان مانده است
آه...!
چه کم اند مردمی که هم اکنون زنده اند!
شنبه 25 دی 1400
![]()
هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
برساز ترانهای و پیشآور می
کافکند بخاک صد هزاران جم و کی
این آمدن تیرمه و رفتن دی
منبع سایت گنجور

باز امشب
طوطی نطقم یاد هندوستان کرده است
در نوسان میان زمین و آسمان
مرا گرفتار عشق مهرویان کرده است
تاج محل!
مرا کشت آن نگاه چشم نازت
چشم تو با یک اشاره قیامت کرده است
تاج محل
محله عاشقان سردار جهان است
که ساخته شده است بخاطر ارجمند بانوی ایران
تاج محل،محل تبلور عشق است و
صفای دل دلدادگان
بیا ببین بخاطر عشق چه کرده است شاه جهان
تصویر دلنواز تاج محل
-این معجزه عشق-
در تالاب چشم عاشقان
می برد هر دل دلداده ای را
تا انتهای عشق جهان
تاج محل!
با یک اشاره چشم نازت
از سر زمین آهوان ایران
تا سر زمین طوطیان هند دویدم
هرگز در هیچ کجا
این چنین معجزه ای از عشق ندیدم!
تاج محل می درخشد در زمین
همچون ستاره ای در آسمان
هر شب
فرود می آیند در این مهبط پاک
دسته دسته فرشتگان
شبی در آن باغ بهشتی
شنیدم صدای فرشته ای:
که تاج محل باشد همان جام جم
جمع شده است در آن مسجد و میخانه با هم
طنین صدای تو ای تاج سر پری رویان!
طنین صدای عشق است
که بگوش می رسد از قلب تپنده هندوستان
تاج محل یعنی عشق
یعنی شکوه
یعنی شکوه عشق به زبان طوطیان
تاج محل!
ای آینه عشق!
چه زیبا می درخشی بر شانه عشق!
سه شنبه 7 دی 1400 امین فرومدی
پ.ن
شاید بپرسید که این شعر در 7 دی سروده شده چطور ممکنه در ۲دی منتشر شده باشد؟
نظر شما چیست؟
اگر نتوانستید حدس بزنید اینجا کلیک کنید : پ.ن شعر/ تاج محل
|
گُلبُنان پیرایه بر خود کردهاند
بلبلان را در سماع آوردهاند
ساقیان لااُبالی در طواف
هوش مِیخواران مجلس بردهاند
جرعهای خوردیم و کار از دست رفت
تا چه بی هوشانه در مِی کردهاند؟
ما به یک شربت چنین بیخود شدیم
دیگران چندین قَدَح چون خوردهاند؟
آتش اندر پختگان افتاد و سوخت
خام طبعان همچنان افسردهاند
خیمه بیرون بر که فرّاشان باد
فرش دیبا در چمن گستردهاند
زندگانی چیست؟ مردن پیش دوست
کاین گروه زندگان دلمردهاند
تا جهان بودهست ، جَمّاشان گُل
از سِلَحداران خار آزردهاند
عاشقان را کُشته میبینند خلق
بشنو از سعدی که جان پروردهاند