شعر و داستان/امین فرومدی/Persian Poetry

ادبیات      زندگی/ فقط عشق ست / باقی همه مشق ست                                                     

عشق وطن / میرزاده عشقی

شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، 11:40


خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم

خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟

آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم

برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم

مرد آن بود که این کلهش بر سر است و، من:

نامردم ار به بی کله، آنی بسر کنم

من آن نیم که یکسره تدبیر مملکت

تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم

زیر و زبر اگر نکنی خاک خصم ما

ای چرخ! زیر و روی تو، زیر و زبر کنم

جائیست آرزوی من، ار من به آن رسم

از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم

هر آنچه می کنی؟ بکن ای دشمن قوی!

من نیز اگر قوی شدم از تو بتر کنم!!

من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک

وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم

معشوق «عشقی » ای وطن، ای مهد عشق پاک!

ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم:

«عشقت نه سرسری است که از سر به در شود»

«مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم »

«عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم »

«با شیر اندرون شد و با جان به در کنم »

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منبع سایت ادبی گنجور

person امین فرومدی
chat
•••

اهلِ حقیقت / فردریش نیچه

چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، 14:41

اهلِ حقیقت، آزاده جانان، همواره در بیابان زیسته اند و خداوندگارانِ بیابان بوده

اند. امّا فرزانگانِ نامدارِ خوش عَلَف، این جانورانِ بارکش، در شهرها می زیند.


زیرا همیشه چون خر گاریِ مردم را می کِشند.

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منبع . time.ir

person امین فرومدی
chat
•••