ما چطور کودتا کردیم؟! : عزیز نسین (4)
سرگرد خیرالله جواب داد:
– باز تلفن بهتره . . . ببین اگر تلفن شما کار میکنه به رفقا خبر بده و بهشون بگو به دیگران هم تلفن بزنن.
شماره یکی از رفقا را گرفتم. صدای خوابآلودی از آن طرف سیم گفت:
– بفرمایید!
گفتم:
-اینجا کمیته انقلاب است!
طرف پرسید:
– چی؟ چه کمیته ای؟
گفتم :
۔ ما انقلاب کردیم.
مرد خوابآلود جواب داد:
– خدا ازتون راضی باشه. زنده باشین. خیلی وقت بود منتظر شنیدن این خبر بودیم. جنابعالی اسمتان چیه؟
گفتم:
– ستوان ابوالحجاب هستم. انقلاب به خوبی انجام شده. خواهش میکنم به سایرین هم خبر بدین!
مرد خواب آلود پرسید :
– اونجا کجاس؟
– اینجا ایستگاه رادیو.
-جنابعالی کی هستید؟
مرد خوابآلود جواب داد:
– من رئیس شهربانی هستم. همین الان مییام بهت حالی میکنم کودتا کردن چه مزهای داره.
طوری یکه خوردم که گوشی تلفن از دستم افتاد و اگر سرگرد خیرالله اونجا نبود غش میکردم و میافتادم!
سرگرد خیرالیه پرسید:
– موضوع چیه؟
جواب دادم:
– زود باش در یرو که الان میان ما را دستگیر می کنن.
ـ آخه کی بود؟ چی شد؟
گفتم :
– تلفنها اتصالی پیدا کرده. به جای دوستم به خانه رئیس شهربانی تلفن کردم !
جناب سرگرد از شنیدن این موضوع پاهایش آشکارا به لـرزه افتاد. زیر بغلش را گرفتم و رفتیم بیرون تا صبح زیر پلی که آن نزدیکیها بود پنهان شدیم.
فردا صبح رفتیم سر کارمان . طولی نکشید که رئیس اداره مرا به اطاقش احضار کرد و گفت:
– اخباری که از سرویسهای مخفی رسیده اگر دیشب باران نیامده بود یک عده انقلاب میکردند و دولت را به دست میگرفتند.
گفتم:
– قربان دستور بفرمایید انقلابیها را زودتر توقیف کنیم.
رئیس جواب داد :
– نه… درست نیس… نباید به روی خودمان بیاریم… بگذار انقلاب بکنن و ما را از این بلاها نجات بدهند . فقط چیزی که هست هواپیماها حاضر باشه، گذرنامهها را هم آماده کنید ارز کافی هم تهیه کنید تا اگر کسی انقلاب کرد، ما زودتر فرار کنیم.
از آن تاریخ پنج سال میگذرد . ملت خوب ما هنوز خبر ندارند که پنج سال پیش قرار بود این دولت سرنگون بشه، حیف که باران آمد و کار ما را خراب کرد.
ما هنوز هم منصرف نشدهایم، تصمیم داریم در فرصت مناسبی انقلاب بکنیم اما این بار اشتباهات قبلی را نخواهیم کرد.
اولا در ایام تابستان کودتا خواهیم کرد، ثانیا به رؤسا و مقامات عالی قبلا اطلاع خواهیم داد که زودتر وسائل فرارشان را فراهم کنند!
پایان داستان
منبع-سایت یک پزشک : توسط علیرضا مجیدی۲۷ تیر ۱۳۹۵