شعر و داستان/امین فرومدی/Persian Poetry

ادبیات      زندگی/ فقط عشق ست / باقی همه مشق ست                                                     

آثار هنر ایرانی در موزه ی لوور پاریس / امین فرومدی

دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، 9:28

جام طلایی دو شیر یا جام کلاردشت بین ۱۰۰۰ تا ۶۰۰ پیش از میلاد

جام طلایی دو شیر یا جام کلاردشت یک اثر باستانی بی‌نظیر است که در منطقه کلاردشت دراستان مازندرانِ ایران کشف شده و در تهران، موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. این جام از نظر سبک سبک به دوره‌هایی بین ۱۰۰۰ تا ۶۰۰ پیش از میلاد تعلق دارد.

در سال ۱۳۱۳ خورشیدی و حین ساخت کاخ تابستانی اجابیت در دشت کلاردشت، گورهایی از دوره آهن آشکار شد. اشیاء به‌دست‌آمده به «گنجینه کلاردشت» معروف گردیده که شامل سلاح و ظروف از فلزات قیمتی است.

جام طلایی کلاردشت با بلندی ۱۰ سانتی‌متر دارای یک ردیف نقش برجسته شیر است که سر آنها به صورت جداگانه کار شده و از طرفین به جام پرچ شده‌است. بر روی گونه و سُرین شیرها نشان سواستیکا (卍) نقش بسته و بر روی سینه شیرها نقش گردونه خورشید دیده می‌شود. بالا و پایین جام با یک ردیف نقش زنجیره‌ای تزیین شده و در کف آن نقش ترنجِ هندسی محصور در نوار زنجیره‌ای که درون آن گل‌های شش پر حک شده، دیده می‌شود.

شعر و داستان/امین فرومدی/Persian Poetry

سنگ‌نگاره کمان‌داران، تزئیناتی مجلل و معروف از بخش مسکونی کاخ آپادانا، ساخته شده توسط داریوش اول در شوش را نمایش می‌دهد. این کتیبه از آجر سفالی براق ساخته شده‌است و بلندی آن ۴٫۷۵ متر و پهنای آن ۳٫۷۵ متر می‌باشد. هرودوت تاریخ‌نگار یونانی این سپاه برگزیده را فناناپذیر (جاویدان) می‌دانست. از این کتیبه هم‌اکنون در موزهٔ لوور در فرانسه نگهداری می‌شود.

پرونده:Chehel-Sotoun-woman-taking-bath.JPG

تصویر زنی در حال استحمام روی یکی از دیوارهای بیرونی کاخ چهلستون اصفهان

کاشی لعاب‌دار با نقش مار، خرگوش و لاک‌پشت به عنوان نگاره‌ای برای آذین کتاب عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات نوشته زکریای قزوینی، مربوط به سده ۱۳ میلادی

کاشی لعاب‌دار با نقش مار، خرگوش و لاک‌پشت به عنوان نگاره‌ای برای آذین کتاب عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات نوشته زکریای قزوینی، مربوط به سده ۱۳ میلادی

سریازان هخامنشی

نقش سه نیزه‌دار در کاخ آپادانا شوش در موزه پرگامون برلین

نقش سه نیزه‌دار اثر باستانی بی‌نظیری است که در کاخ آپادانا شوش در استانِ خوزستان واقع در ایران کشف شده‌است. نقشِ برجسته سه سرباز نیزه‌دار و کمان‌دار گاردِ جاویدان، از آجرهای رنگی لعابدار ساخته شده‌است. در این نقش سه سربازِ گاردِ جاویدان پادشاهی هخامنشی دیده می‌شود، که پشت سر هم ایستاده و هر یک نیزه‌ای به دست دارند. این نقش در موزه پرگامون برلین نگهداری می‌شود.

بشقاب شکار قوچ دوره‌ی ساسانی در موزه متروپولیتن نیویورک

شقاب شکار قوچ اثر باستانی زیبای دوره‌ی پادشاهی ساسانی است که در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود. این بشقاب، به زیبایی با جیوه، نقره و طلا تذهیب کاری شده و با روش سیاه قلم‌کاری تزئین شده‌است و در تصویر شکارگاهی که ما را به دو هزار سال پیش می برد، شاهِ ساسانی که گمان می‌رود کواد یکم (قباد یکم) باشد، با شکوه و اقتدار در حال شکارِ قوچ است.

Photo

یک اثر باستانی در موزه ایران باستان

جامِ مارلیک از آثار باستانی

جامِ مارلیک از آثار باستانیمتعلق به اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد (بیش از ۳۰۰۰ سالِ پیش) است که در موزه ایران باستان نگه‌داری می‌شود. این اثر یکی از جام‌های طلایی است که در کاوشِ منطقه باستانی مارلیک در استان گیلانِ ایران کشف شده است.

جام مارلیک صورت نقشِ برجسته با موجودات اسطوره‌ای گریفین و پگاسوس تزیین شده‌است. گریفین یا عنقا موجود افسانه‌ای با بدن شیر و بال و سرِ عقاب است و پگاسوس اسبِ تکشاخ افسانه‌ای بالدار است. این جامِ حیرت انگیز از ریشه داشتن بسیاری از اسطوره ها در ایرانِ باستان دارد. ایران در دوره های کهن تاریخ مهد تمدن های شگفت انگیز بوده است. باید از این میراث گرانبها پاسداری کنیم و بر ایرانی بودن خود ببالیم.

♫♫♫

ایران بیش از ۲۶هزار یادمان ثبت‌شدهٔ ملی دارد.

فهرست یادمان‌های واجد شرایط را از اینجا ( از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد )پیدا کنید.

لیتک یادمان ثبت‌شدهٔ ملی ایران به ترتیب استان ها

قسمت اندرون شرقی موزه لوور

موزه ملی ایران؛ آشنایی با دوره ایران باستان و دوران اسلامی

موزه ایران باستان

♫♫♫

برای دیدن ۲۶هزار ( آثار تاریخی )ثبت‌شدهٔ ملی ایران به ترتیب استان ها عبارت زیر را کپی پیس کنید در گوگل :

۲۶هزار یادمان ثبت‌شدهٔ ملی ایران ویکی پدیا

نقشهٔ کلیک‌خور استان‌های ایران

رده: ویکی‌پدیا:ویکی دوستدار یادمان‌ها ۲۰۲۳ در ایران

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منابع :

1- ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

2- تایم دات آی آر

person امین فرومدی
chat
•••

شعر / چشم های تو گلهای یادند/ شاعر م.آزاد

جمعه ۲۶ آبان ۱۴۰۲، 10:10

چشم های تو گل های یادند

در زمستان خاموش بیداد

وه...! چه تاریک و افسانه زادند

خون نیلوفران بهارند

با رگ شاخساران بی برگ

چشمه سارند و آیینه وارند

آن شکوه گریزان اندوه

ای دو چشم هراسان شمایید

در زمستان خاموش بیداد

یاد را برترین پادشایید

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

person امین فرومدی
chat
•••

داستان طنز / کما

جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، 9:20

معجزه‌های باور نكردنی از افرادی كه به كما رفته‌اند+ عكس

چشم‌هايتان را باز مي‌كنيد. متوجه مي‌شويد در بيمارستان هستيد. پاها و دست‌هايتان را بررسي مي‌كنيد. خوشحال مي‌شويد كه بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستيد.. دكمه زنگ كنار تخت را فشار مي‌دهيد. چند ثانيه بعد پرستار وارد اتاق مي‌شود و سلام مي‌كند. به او مي‌گوييد، گوشي موبايل‌تان را مي‌خواهيد. از اين‌كه به خاطر يك تصادف كوچك در بيمارستان بستري شده‌ايد و از كارهايتان عقب مانده‌ايد، عصباني هستيد. پرستار، موبايل را مي‌آورد. دكمه آن را مي‌زنيد، اما روشن نمي‌شود. مطمئن مي‌شويد باتري‌اش شارژ ندارد. دكمه زنگ را فشار مي‌دهيد. پرستار مي‌آيد.


«ببخشيد! من موبايلم شارژ نداره. مي‌شه لطفا يه شارژر براش بياريد»؟

«متاسفم. شارژر اين مدل گوشي رو نداريم».

«يعني بين همكاراتون كسي شارژر فيش كوچك نوكيا نداره»؟

«از 10سال پيش، ديگه توليد نمي‌شه. شركت‌هاي سازنده موبايل براي يك فيش شارژر جديد به توافق رسيدن كه در همه گوشي‌ها مشتركه».

«10سال چيه؟ من اين گوشي رو هفته پيش خريدم».

«شما گوشي‌تون رو يك هفته پيش از تصادف خريدين؛ قبل از اين‌كه به كما بريد». «كما»؟!

باورتان نمي‌شود كه در اسفند1387 به كما رفته‌ايد و تيرماه 1412 به هوش آمده‌ايد. مطمئن هستيد كه نه مي‌توانيد به محل كارتان بازگرديد و نه خانه‌اي برايتان باقي مانده است. چون قسط آن را هر ماه مي‌پرداختيد و بعد از گذشت اين همه سال، حتما بوسيله بانك مصادره شده است. از پرستار خواهش مي‌كنيد تا زودتر مرخص‌تان كند.

«از نظر من شما شرايط لازم براي درك حقيقت رو ندارين».

«چي شده؟ چرا؟ من كه سالمم»!

«شما سالم هستيد، ولي بقيه نيستن».

«چه اتفاقي افتاده»؟

«چيزي نشده! ولي بيرون از اين‌جا، هيچكس منتظرتون نيست».

چشم‌هايتان را مي‌بنديد. نمي‌توانيد تصور كنيد كه همه را از دست داده‌ايد. حتي خودتان هم پير شده‌ايد. اما جرأت نمي‌كنيد خودتان را در آينه ببينيد.

«خيلي پير شدم»؟

«مهم اينه كه سالمي. مدتي طول مي‌كشه تا دوره‌هاي فيزيوتراپي رو انجام بدي»..

از پرستار مي‌خواهيد تا به شما كمك كند كه شناخت بهتري از جامعه جديد پيدا كنيد..

«اون بيرون چه تغييرايي كرده»؟

«منظورت چه چيزاييه»؟

«هنوز توي خيابونا ترافيك هست»؟

«نه ديگه. از وقتي طرح ترافيك جديد رو اجرا كردن، مردم ماشين بيرون نميارن».

«طرح جديد چيه»؟

«اگر راننده‌اي وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشينش مي‌برن پاركينگ و تا گلستان سعدي رو از حفظ نشه، آزاد نمي‌شه».

«ميدون آزادي هنوز هست»؟

«هست، ولي روش روكش كشيدن».

«روكش چيه»؟

«نماي سنگش خراب شده بود، سراميك كردند».

«برج ميلاد هنوز هست»؟

«نه! كج شد، افتاد»!

«چرا؟ اون رو كه محكم ساخته بودن».

«محكم بود، ولي نتونست در مقابل ارباس A380 مقاومت كنه».

«چي؟!.... هواپيما خورد بهش»؟

«اوهوم»!

«چه‌طور اين اتفاق افتاد»؟

«هواپيماش نقص فني داشت، رفت خورد وسط رستوران‌گردان برج».

«اين‌كه هواپيماي خوبي بود. مگه مي‌شه اين‌جوري بشه»؟

«هواپيماش چيني بود. فيلتر كاربراتورش خراب شده بود، بنزين به موتورها نرسيد، اون اتفاق افتاد».

«چند نفر كشته شدن»؟

«كشته نداد».

«مگه مي‌شه؟ توي رستوران گردان كسي نبود»؟

«نه! رستوران 4سال پيش تعطيل شد»..

«چرا»؟

«آشپزخونه‌اش بهداشتي نبود».

«چي مي‌گي؟!... مگه مي‌شه آخه»؟

«اين اواخر يه پيمانكار جديد رستوران گردان رو گرفت، زد توي كار فلافل و هات‌داگ....».

«الان وضعيت تورم چه‌جوريه»؟

«خودت چي حدس مي‌زني»؟

«حتما الان بستني قيفي، 14هزار تومنه».

«نه ديگه خيلي اغراق كردي. 12هزار تومنه».

«پرايد چنده»؟

«پرايدهاي قديمي يا پرايد قشقايي»؟

«اين ديگه چيه»؟

«بعد از پرايد مينياتور و ماسوله، پرايد قشقايي را با ايده‌اي از نيسان قشقايي ساختن».

«همين جديده، چنده»؟

«70ميليون تومن».

«پس ماكسيما چنده»؟

«اگه سالمش گيرت بياد، حدود 2 يا 2 و نيم....».

«يعني ماكيسما اسقاطي شده؟ پس چرا هنوز پرايد هست»؟

«آزادراه تهران به شمال هم هنوز تكميل نشده».

«تونل توحيد چه‌طور»؟

«تا قبل از اين‌كه شهردار بازنشسته بشه، تمومش كردن».

«شهردار بازنشسته شد»؟

«آره».

«ولي تونل كه قرار بود قبل از سال1390 افتتاح بشه».

«قحطي سيمان كه پيش اومد، همه طرح‌ها خوابيد».

«چندتا خط مترو اضافه شده»؟

«هيچي! شهردار كه رفت، همه‌جا رو منوريل كشيدن. مترو رو هم تغيير كاربري دادن».

«يعني چي»؟

«از تونل‌هاش براي انبار خودروهاي اسقاطي استفاده كردن».

«اتوبوس‌هاي BRT هنوز هست»؟

«نه! منحلش كردن، به جاش درشكه آوردن. از همونايي كه شرلوك هلمز سوار مي‌شد».

«توي نقش‌جهان اصفهان ديده بودم از اونا...»

«نقش‌جهان رو هم خراب كردن».

«كي خراب كرد»؟

«يه نفر پيدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاه‌عباسه، يونسكو هم نتونست حرفي بزنه».

«خليج‌فارس چه‌طور؟»

«اون هم الان فقط توي نقشه‌هاي خودمون، فارسه. توي نقشه گوگل هم نوشته خليج صورتي».

«خليج صورتي چيه»؟

«بعضي‌ها به نشنال‌جئوگرافيك پول مي‌دادن تا بنويسه خليج عربي، ايران هم فشار مياورد و مدرك رو مي‌كرد. آخرش گوگل لج كرد، اسمش رو گذاشت خليج صورتي...»

«ايران اعتراضي نكرد»؟

«چرا! گوگل رو فيلتر كردن».

«ممنونم. بايد كلي با خودم كلنجار برم تا همين چيزا رو هم هضم كنم».

«يه چيز ديگه رو هم هضم كن، لطفا»!

«چيو»؟

«اين‌كه همه اين چيزها رو خالي بستم».

«يعني چي»؟

«با دوست من نامزد شدي، بعد ولش کردي. اون هم خودش را توي آينده ديد، اما خيلي زود خرابش کردي. حالا نوبت ما بود تا تو را اذيت کنيم. حقيقت اينه که يك ساعت پيش تصادف كردي، علت بيهوشي‌ات هم خستگي ناشي از كار بود. چيزيت نيست. هزينه بيمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگي‌ات»!

«شما جنايتكاريد! من الان مي‌رم با رييس بيمارستان صحبت مي‌كنم».

«اين ماجرا، ايده شخص رييس بيمارستان بود».

«ازش شكايت مي‌كنم»!

«نمي‌توني. چون دوست صميمي پدر نامزد جديدته».

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منبع / سایت ادبی گنجینه

person امین فرومدی
chat
•••

شعر/ گر من مسیح بودم /  منوچهر آتشی

چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، 9:43

DER VATER

وقتی که درد از سرزمین غربت

از تپه بلند میعاد میآید

وقتی که درد بوی غریب غربت دارد

و مرد درد خودرا

بادرد نانشاس تصلیب میسنجد

حس حقارتی با خشم

و نفرتی کشنده ای از خود

با جان درد مرد گلاویزمیشود

گر من مسیح بودم

گر من صلیب سنگینم را

تاانتهای تپه موعود

بردوش میکشاندم

و زخم چهارمیخ

و چار میخ درد

تصویرهای دنیا را در چشمم

مغشوش میکرد

آیا غرور مغرو وسربلندم

مثل عقاب پیری در چرخ

اران با تشنج وحشت

آرام ره به گستره مرگ میگشود

و درد درد سهمناک گریه نمیشد

و دستهای پاک گرفتارم

و دستهای سرخ شفیعم

سوی نگاه سرد ستمگر

به التجا دراز نیمی ماند

گر من مسیح بودم بر تپه صلیب

بر تپه شکنجه شقاوت درد

بر تپه تحمل بر تپه تبسم آیا

خورشید صبح که میش های گرسنه را

سبزای پهن جلگه عطا میکند

و چشم های خشک مرا

در شبنم زلال شقایق میشوید

پاهای ناتوان ایمانم را

در باتلاق های پشیمانی

یک لحظه سست نمیکرد

و آهوان رعنا بر آبشخور

در من قساوت خون

خون و شکار را

آیا دوباره زنده نمیکردند

آیا دوباره پهنه ازادی

آیا کوچه های انبوه

با چشمان باز محتضر

مشتاق آیه های درخشانم

آن چشم های مضطرب کودن

لب های نیمه باز حیرت زده

آن عاشقان مبروص

مشتاق یک کلام تبرک

مشتاق لمس شافی دستانم

آن دشت های ملتهب

مشتاق بوسه ها به کف پای پاک من

آن ساحل زمردی اردن

با دختران گازر جنجالگر

آیا مرا فریب نمیدادند

تا لحظه های آخر بار امانتم را بگذارم

تا فیض درد را به آسمان بسپارم

تا خنده های وحشی شیطان را

در قصر با شکوه فلک ها طنین دهم

تا دوست را

اگر چه درآشوب درد رهایم کرد

غمگین و شرمشار ببینم

گر من مسیح بودم

یک صبح میتوانستم

بی چای داغ مطبوع

سیگار صبحگاهم را

از پشت میله های فلزی پنجره

با یاد خوابهای سحرگاه گل کنم

گر من مسیح بودم

آیا گل شقایق سیرابی

کافی نبود

تا با صلیب و درد شلنگ انداز

از تپه سوی دامنه سرخ رو کنم؟

بار من از مسیح

سنگین تر است

او با صلیب چوبی تنها یک بار

با میخ های آهنینش در دست

تن را کشید سوی بلندای افترا

او با صلیب چوبی و دشنام دشمنان

باکوه سرنوشت گلاویزبود و من

خود صلیب خویشم

من خود صلیب گوشتیم را یک عمر

سنگین ترو غمکین تر از خشم هاویه

در کوچه های تهمت با خویش میکشم

او را دشنام دشمنان میازارد

اما مرا تنفر یاران

و لعنت مدام روح خویش

او فرزند روح قدسی بود و من

فرزند بازیار غریبی

ازبیخه های تشنه دشتستان

او تنها یکبار مرد یعنی

پرواز کرد و من

روزی هزار مرتبه میمیرم

درد من از مسیح سنگین تر است

person امین فرومدی
chat
•••

تفاوت آدم های بزرگ، متوسط و کوچک

جمعه ۱۲ آبان ۱۴۰۲، 8:57

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند.

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند.

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند.



آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند.

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند.

آدم هاي كوچك بي دردند.



آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند.

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند.

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند.



آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند.

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند.

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند.



آدم های بزرگ به دنبال حل مشکلات دیگران اند.

آدم های متوسط به دنبال حل مشکلات خود هستند.

آدم های کوچک به دنبال مشکل درست کردن برای دیگران اند.



آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند.

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد.

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند.



آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند.

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند.

آدم هاي كوچك مسئله ندارند.


آدم های بزرگ انتقادات دیگران را به جان می خرند.

آدم های متوسط از دیگران انتقاد می کنند.

آدم های کوچک ، گوش شنیدن انتقاد ندارند.


آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند.

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند.

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند.

شعر و داستان/امین فرومدی

منبع -سایت عصر ایران

person امین فرومدی
chat
•••

مسیر تکاملی عشق / اروین د. یالوم

چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۲، 10:0

اروین د. یالوم

زادهٔ۱۳ ژوئن ۱۹۳۱ ‏(۹۲ سال)
واشینگتن دی سی

محل زندگیایالات متحده آمریکا

ملیتآمریکایی

محل تحصیلدانشگاه جورج واشینگتن
دانشگاه بوستون

همسر(ها)مریلین یالوم

پیشینه علمی

شاخه(ها)روان‌درمانی

محل کاردانشگاه استنفورد

تأثیر گرفته ازاپیکور

باروخ اسپینوزا

آرتور شوپنهاور

فریدریش نیچه

اتو رانک

اریش فروم، مسیر تکاملی عشق را از اوان کودکی پی جویی می کند،

یعنی زمانی که فرد برای آنچه هست مورد عشق قرار می گیرد یا دقیق تر بگوییم به این دلیل که هست مورد عشق قرار می گیرد. بعدا بین هشت تا ده سالگی، عامل جدیدی به زندگی انسان پا می گذارد: آگاهی از اینکه فرد عشق را با فعالیت خود پدید می آرود. وقتی فرد بر خودمداری غلبه می کند، نیاز دیگری به اندازه ی نیاز خودش اهمیت می یابد، و کم کم مفهوم عشق از «مورد عشق بودن» به «عشق ورزیدن» تغییر می کند. فروم «مورد عشق بودن» را با وابستگی یکی می داند که در آن تا زمانی که فرد کوچک، درمانده یا «خوب» بماند، با «مورد عشق بودن» پاداش می گیرد. در حالی که «عشق ورزیدن» وضعیتی قدرتمندانه و موثر است. «عشق کودکانه از این قانون پیروی می کندکه "دوست دارم چون دوستم دارند." قانون عشق بالغانه این است:"دوستم دارند چون دوست دارم. عشق رشد نیافته می گوید:"دوستت دارم چون به تو نیاز دارم." عشق بالغانه می گوید:"به تو نیاز دارم چون دوستت دارم."»

اروین دیوید یالوم

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منبع : 1-تایم دات آی آر

2-ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

person امین فرومدی
chat
•••

شعر / کرونای بحران هویت / امین فرومدی

دوشنبه ۸ آبان ۱۴۰۲، 17:10

فطرت ها
شعر سپید زندگی را تمنا می کنند
تا ساده و صمیمی
در این بهار کوتاه جوانی
عاشقانه های خوشبختی را زمزمه کنند

زمانه،زمانه ای ست که به هنجار نیست
دیگر درخت بار و بر نمی دهد
دیگر رودخانه ها صفایی ندارند
دیگر پرندگان
آواز های عاشقانه را از یاد برده اند
شهرها
در ازدحام آلودگی ها
سرگیجه گرفته اند
قطب های شریف زمین
از شرارت های مدرن انسان امروز
از خجالت آب می شوند
محیط زیست
از گازهای گلخانه ای
از هجوم هیولای پلاستیک
و از این همه ندانم کاری آدم های عوضی
به احتضار افتاده است
قنات ها
چشمه ها
دریاچه ها
خشکیده اند
جوانان جوانی اشان تبخیر می شود
گل ها پژمرده اند
دیگر دل و دماغی برای عشق نمانده است

شکارچیان عقل و ایمان بشر
سوداگران مرام و معرفت
آجرگران خطه نان
دسیسه گران بی حرمت کننده نام
به جنگ نرم برخاسته اند
جهالت علمی ویروس بلاست!
هشدار!
جهان به کرونای بحران هویت مبتلاست

آزادگان جهان!
ای تمام شاعران بی مرز!
و ای گروه عاشقان!
تکلیف چیست؟!

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

پ ن :

شفقنا رسانه_این روزها بخش مهمی از اطلاعات مخاطبان از گوشه و کنار دنیا به واسطه تصاویر است به همین خاطر نقش عکاسان در تبادل تصاویر اهمیت زیادی دارد. عکاسان خبری مانند روزنامه نگاران وظایف مهمی در انتقال عکس هایشان دارند. یکی از مهم ترین ویژگی های یک عکس خبری خوب این است که واقعیت صحنه را به مخاطب بگوید و برای مردم قابل درک باشد به همین خاطر گفته می شود عکس خبری باید ساده، صادق و اطلاع رسان باشد. شفقنا رسانه با همین رویکرد قصد دارد، گزارشی از عکس های منتخب خبری را (به انتخاب خود) که خبرگزاری ها از روز قبل آن را تهیه کرده اند، منتشر کند. گزارش زیر شامل عکس‌ های منتخب خبرگزاری ایسنا است.

به گزارش شفقنا رسانه،«مهدی معتمد» عکاس خبرگزاری ایسنا تصاویری از اقدام خوب مردم قزوین در جمع آوری زباله اطراف شهر به مناسبت روز جهانی پاکسازی زمین ثبت کرد که به دلیل سوژه پردازی و کادربندی خوب تصاویر مورد توجه قرار گرفت. در شرح این گزارش آمده«به مناسبت روز جهانی پاکسازی زمین (۱۵ سپتامبر) گروهی از فعالین و اعضای انجمن‌های محیط زیستی با گردهمایی در طبیعت اطراف شهر قزوین، به پاکسازی این محیط از زباله‌های رها شده پرداختند. روز جهانی پاکسازی (world cleanup day) نخستین بار توسط یک جنبش جمع آوری زباله به نام “Let’s Do It” در استونی آغاز شد. طرفداران و فعالان پاکیزگی محیط زیست سراسر جهان در این روز به خیابان‌ها، اماکن عمومی شهرها، فضاهای سبز، سواحل رودخانه و دریا رفته تا با جمع‌آوری زباله، سهمی هرچند کوچک در پاکیزه سازی زمین داشته باشند.»

منبع سایت خبری شفقنا

person امین فرومدی
chat
•••

شعر / کافی شاپ کلاسیک محبت /  امین فرومدی

سه شنبه ۲ آبان ۱۴۰۲، 10:29

بیا در کافی شاپ کلاسیک محبت

یک فنجان معرفت بنوشیم

که عشق

بعد از هر فنجان معرفت شکوفه می دهد

منتظرت هستم

بیا تا از معجزه عشق سورپرایز شویم

1402/8/2 / امین فرومدی

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

person امین فرومدی
chat
•••