شعر و داستان/امین فرومدی/Persian Poetry

ادبیات      زندگی/ فقط عشق ست / باقی همه مشق ست                                                     

شعر / شهر گم شده / امین فرومدی

شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۳، 10:10

شهر من گم شده است

شهر من در دره های ننگین دروغ

شهر من در شبیخون سهمگین فریب

شهر من در سراشیبی ظلمت شب گم شده است

باید بروم

باید بروم در سرزمین رویاهایم،شهر دیگری بسازم

شهری رو به دریا

شهری خالی از چپاول،ریا

شهری شفاف پر از خورشید

شهری شاد و خوشبخت پر از امید

شهری به سرسبزی بهار

به لطافت باران

شهری پر از محبت یاران

شهری در قلمرو گروه عاشقان.

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

person امین فرومدی
chat
•••

جامعه مطلوب از دیدگاه امام علی (علیه السلام)

سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۳، 10:10

امام علی صدای عدالت انسانی

جرج جرداق مسیحی در وصف علی(ع) می گوید:

«ای دنیا! چه می شد که همه توان خود را گرد می آوردی

و در هر روزگاری «علی» ای با آن قلب و زبان و امتیازاتش عنایت

می کردی!»او با نوشتن کتابی درباره امام علی (ع) بین شیعیان شناخته

شده است. کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیه» مشهورترین کتاب اوست

جامعه مطلوب از نگاه ابر مرد تاریخ امام علی(علیه السلام)

بررسی عمده ترین عوامل مؤثر در ایجاد جامعه مطلوب

از دیدگاه امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه


اوصاف ویژه زمامداران


عدل: -
از نظر آن حضرت این خصوصیت از مهم ترین خصوصیاتی است
که انسان ها باید دارا باشند: بدان که برترین بندگان خدا نزد او

پیشوایی است عادل، هدایت شده و راهبر.


زمانی که زمامداران جامعه ای

عادل باشند، مسلماً در اداره امور نیز عدالت را رعایت خواهند کرد و

در نتیجه، همه امور به نحو مطلوب و درست در جایگاه اصلی خویش قرار خواهد گرفت.

البته کسی می تواند عادل باشد که هوا و هوس را از خود دور کرده باشد;

چنان که ایشان نخستین نشانه عدل را بیرون کردن هوا و هوس از دل دانسته اند.

و درباره خود به عنوان نمونه عملی انسان عادل فرمودند:

«اگر هوا و هوس بر من چیره شده بود و تنها منفعت خودم را در نظر گرفته بودم،

عدالت را برنمی تابیدم، اما هیهات که چنین شود. اگر می خواستم

به این عسل پالوده و آن مغز گندم و این بافته های ابریشمین راه می یافتم،

اما هیهات که هوا و هوس بر من چیره شود و شکمبارگی به طعام های لذیذ وادارم کند.

علم:

از نظر حضرت علی(علیه السلام) زمامداران

در هر مرتبه ای از سمت های حکومتی باید علم لازم و متناسب با آن مرتبه را داشته باشند:

سزاوارترین مردم به خلافت... داناترینشان به دستورات خداوند است.

و نتیجه حکومت نادان بر مردم را نیز تذکر داده اند:

و شما خوب می دانید که جایز نیست امامت مسلمانان را نادانان عهده دار شوند

تا با نادانی خویش مسلمانان را گمراه نمایند.


و نیز در نامه ای به مصریان، که همراه مالک اشتر بود

چون او را به حکومت آن سرزمین گماشت ـ آورده اند: لیکن نگرانی من از آن است که

نابخردان این امت زمامداری را به دست آورند

و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را به بندگی و خدمت خود گیرند

ارزش عدالت در حکومت علی(علیه السلام) تا آنجاست که

در پاسخ به پرسشگری که پرسید: عدل بهتر است یا جود؟ فرمودند:

عدل کارها را در جای خود قرار می دهد و جود و بخشش از مسیرشان خارج می کند;

عدالت تدبیرکننده ای است به سود همگان و جود به سود خاصگان.

بنابراین، عدل شریف تر و بهتر است;زیرا مفهوم عدالت این است که

استحقاق های طبیعی و واقعی در نظر گرفته شود

و به هر کس مطابق آنچه به حسب کار و استعداد لیاقت دارد، داده شود.

در این صورت، اجتماع حکم ماشینی را پیدا می کند که هر جزء آن در جای خود قرار گرفته است.

جود هرچند از نظر جود کننده که مال مشروع خویش را می بخشد فوق العاده با ارزش است،

اما یک جریان غیرطبیعی است;

مانند بدنی است که عضوی از آن بیمار است

و سایر اعضا موقتاً برای اینکه آن عضو را نجات دهند،

فعالیت خویش را متوجه او می کنند. بنابراین از لحاظ اجتماعی بهتر آن است

که جامعه چنین فرد بیماری را نداشته باشد

تا توجه اعضای جامعه به جای معطوف شدن

به طرف اصلاح و کمک به یک عضو خاص،

به سوی اصلاح عمومی اجتماعی معطوف گردد.


عدالت اقتصادی و شرایط اجرای آن:

امام علی(علیه السلام) برای زدودن شرایط ناعادلانه زندگی

و دست یابی به عدالت اقتصادی،

آن هم با توجه به بی عدالتی جامعه آن روز شعار عدالت اقتصادی را

مطرح کرد و در راه تحقق آن سیاست هایی را در پیش گرفت:


الف. دلسوزی نسبت به اموال بیت المال:

در آن زمان مهم ترین منبع درآمد حکومت آن حضرت بیت المال بود که

از راه های گوناگون مانند غنایم جنگی و اخذ مالیات به دست می آمد. بنابراین،

بیت المال که به منزله درآمد ملی حکومت ایشان و وسیله رفاه مردم بود،

از ناحیه ایشان نسبت به آن دقت و دلسوزی می شد;

چنان که وقتی شبی طلحه و زبیر بر او وارد شدند، امام(علیه السلام) چراغی را که در برابرش بود، خاموش کرد و فرمود تا چراغی از خانه برایش آوردند. طلحه و زبیر سبب آن را پرسیدند; فرمودند: روغن چراغ از بیت المال بود. سزاوار نیست با شما با روشنایی آن همنشینی کنم.ایشان در همین زمینه در نامه ای به عاملان صدقات نگاشتند: وقتی مال مردم را با افرادی روانه می سازی، به کسی بسپار که به دینداری او اطمینان داری، تا به ولی مسلمانان برساند و او میان آنان پخش کند و بر آن جز خیرخواهی دلسوز و امانت دار و حافظ و نگهبان واقعی مگمار.

امام(علیه السلام) هرگز اجازه نمی دادند مسئولان حکومتی

کوچک ترین تعرضی نسبت به اموال بیت المال مسلمانان داشته باشند.

به زیادبن ابیه در این مورد نگاشتند: به خدا قسم،

اگر به من خبر رسد که در اموال مسلمانان خیانتی کوچک یا بزرگ از تو سرزده است

چنان با تو برخورد خواهم کرد که

کم ارج و خوار و از هزینه زندگی درمانده و پریشان حال گردی.


ب. تأمین امکانات اولیه زندگی مردم: از جمله وظایف حکومت است

که در برقراری نظام سالم اقتصادی و فراهم آوردن امکانات مادی لازم برای مردم تلاش کند;

چنان که حضرت

نیز یکی از دلایل پذیرش حکومت را توجه به همین مسئله دانسته اند:

شما را بر من حقی است. از جمله، حقی را که از بیت المال دارید بگذارم.

همانا بر امام نیست جز آنچه از امر پروردگارش به عهده او واگذار شده و... رساندن

بهره های بیت المال به آنان.


امام علی(علیه السلام) در راه رسیدن به این هدف از هیچ تلاشی دریغ نکرد.

با تقلیل مالیات ها و ایجاد زمین های کشاورزی

و سپردن آن به دست مردم زندگی آن ها را رونق بخشید.

تحقق آزادی:

آزادی به عنوان یک حق مسلم، طبیعی ترین حق آدمی است.

بنابراین، یکی از مهم ترین وظایف حکومت، ایجاد آزادی های لازم، اما مطلوب و دارای حد و مرز در جامعه می باشد.

آن حضرت در جامعه آن روز انواع آزادی ها را برای مردم به ارمغان آوردند.

ایشان هرگز کسی را به زور به بیعت فرا نخواند،

بلکه هرکس در پرتو اندیشه و تفکر،

در فضایی باز و به دور از هرگونه خشونت

می توانست بیعت را بپذیرد.

ایشان حتی برای کسانی که با او بیعت نکردند

این آزادی را تجویز فرمودند و هرگز حاضر به سلب آزادی آن ها نشدند.

حتی گفته اند: وقتی عبدالله بن عمر را نزد او آوردند و بیعت نکرد،

امام از او خواست ضامنی بیاورد که دست به اغتشاش نزند.

چون ضامن نداشت خود حضرت ضامن وی گردید.

آن حضرت با خوارج نیز در منتهای درجه آزادی و دموکراسی رفتار کردند،

زندانشان نکردند و شلاقشان نزدند و حتی سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکردند.

آن ها همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خود و اصحابش با عقیده آزاد با آنان روبه رو می شدند.

مردم داری:

بر پایه این خصوصیت حکومت مردمی شکل می گیرد.

هرگاه حکومتی مردمی نباشد

و رابطه زمامداران با آنان رابطه حاکم و محکوم باشد،

تبعات جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت

که حضرت به آن اشاره کرده اند:

هرگز مبادا بگویی که من اکنون بر آنان مسلّطم;

من امر می کنم; پس باید مرا اطاعت کنند;

که این عین راه یافتن فساد در دل و خرابی دین و نزدیک شدن تغییر و تحول در «قدرت» است.

البته این امر به صورت های گوناگونی می تواند وجود داشته باشد

که یکی از آنها صراحت و صداقت با مردم است برخورد صحیح و صریح و صادقانه با مردم

زمینه اعتقاد و اطمینان آنان را نسبت به حکومت فراهم می نماید.

آن حضرت همواره می کوشیدند که

پیوند خود را با مردم از طریق صراحت و صداقت با آنان محکم نمایند:

«آگاه باشید حق شما بر من این است که

هیچ رازی از شما پنهان نسازم .»

منبع : پرتال جامع علوم انسانی

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

person امین فرومدی
chat
•••

شعر / علی ای همای رحمت

دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۳، 10:10

شهادت ابر مرد علم و عدالت

امام علی ع

بر تمام آزادگان

و

عدالت خواهان جهان تسلیت باد !

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهٔ هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمهٔ بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانهٔ علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به‌جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به‌جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که می‌تواند که به‌سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

به دو چشم خون‌فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیام‌ها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای‌گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هردم، ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

شهريار

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

person امین فرومدی
chat
•••

شب قدر از دیدگاه علامه طباطبایی

یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۳، 15:16

نچه در پیش رو دارید بحثی پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره « قدر» و «دخان‏» مطرح گردیده است.

شب قدر یعنی چه؟

مراد از قدر، تقدیر و اندازه ‏گیری است و شب قدر شب اندازه ‏گیری است و خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال را تقدیر می ‏کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری ازاین قبیل را دراین شب مقدر می ‏گرداند.

شب قدر کدام شب است؟

در قرآن کریم آیه‏ ای که به صراحت ‏بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی ‏شود. ولی از جمع‏ بندی چند آیه از قرآن کریم می ‏توان فهمید که شب قدر یکی از شب‏های ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو می ‏فرماید: « انا انزلناه فی لیله مبارکه‏.»( دخان / 3 ) این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوی دیگر می ‏فرماید: « شهررمضان الذی انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185) و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

و در سوره قدر می ‏فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده می ‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شب‏های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می ‏توان آن شب(شب قدر) را معین کرد.

در بعضی از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخی دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگری متعین در شب بیست و سوم است. وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.

پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏های ماه رمضان و یکی از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبی با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است و در آن شب قرآن نازل شده است.

تکرار شب قدر در هر سال

شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالی که قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلکه با تکرار سالها، شب قدر نیز تکرار می‏شود. یعنی درهر ماه رمضان شب قدری است که درآن شب امور سال آینده تقدیر می ‏شود. دلیل براین امر این است که:

اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکی از شب‏های قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولی تعیین حوادث تمامی قرون گذشته و آینده درآن شب بی‏ معنی است.

ثانیا: کلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را می‏رساند و نیز کلمه «تنزل‏» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185 ) چنین برمی ‏آید که مادامی که ماه رمضان تکرار می ‏شود شب قدر نیز تکرار می ‏شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست ‏بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار می ‏شود.

در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسی از ابوذر روایت‏ شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبی است که درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل می ‏شده و چون از دنیا می ‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل می ‏شده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.‏»

عظمت‏ شب قدر

در سوره قدر می ‏خوانیم: «انا انزلناه فی لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال برای بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هی هی خیر من الف شهر» یعنی با این که می ‏توانست در آیه دوم و سوم به جای کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است).

حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»

وقایع شب قدر

الف- نزول قرآن در شب قدر

ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فی لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگی و دفعی بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در نزول تدریجی است.

قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:

1- نزول یکباره در یک شب معین.

2- نزول تدریجی در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم ص.

آیاتی چون «قرانا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجی قرآن را بیان می‏ کند.

در نزول دفعی (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره ‏ها و آیات است ‏یک دفعه نازل نشده است ‏بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتی که درباره وقایع شخصی و حوادث جزیی نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏ای دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتی درست در نمی ‏آید مگر این که زمان و مکانش و واقعه‏ای که درباره ‏اش نازل شده رخ دهد به طوری که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می ‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی ‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است.

همان اجمال و تفصیلی که درآیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

ب- تقدیر امور در شب قدر

خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگی، وسعت ‏یا تنگی روزی، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر می ‏کند.

در آیه شریفه «انا انزلناه فی لیله القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه ‏گیری دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت می ‏کند. چون کلمه «فرق‏» به معنای جدا سازی و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏ای که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏ گیری مشخص سازند. امور به حسب قضای الهی دارای دو مرحله ‏اند، یکی اجمال و ابهام و دیگری تفصیل. و شب قدر به طوری که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» برمی ‏آید شبی است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می ‏آیند.

ج- نزول ملائکه و روح در شب قدر

بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می ‏شوند. مراد از روح، آن روحی است که از عالم امر است و خدای متعال درباره ‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربی‏.»( اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحث‏های مفصلی در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائکه و این که روح چیست ‏بسنده می ‏شود.

1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتی شب قدر می ‏شود ملائکه‏ای که ساکن در «سدره المنتهی‏» هستند و جبرئیل یکی از ایشان است نازل می‏شوند در حالی که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایی را به همراه دارند.

یک پرچم بالای قبر من، و یکی بر بالای بیت المقدس و پرچمی در مسجد الحرام و پرچمی بر طورسینا نصب می‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه ‏ای دراین نقاط نمی‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام میکند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد.

2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمی‏بینی خدای تعالی فرموده: «تنزل الملئکه والروح‏» پس معلوم می‏شود روح غیر از ملائکه است.

د- سلام و امنیت در شب قدر

قرآن کریم در بیان این ویژگی شب قدر می ‏فرماید: «سلام هی حتی مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت ‏به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است. و جمله «سلام هی‏» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهی تعلق گرفته است‏ به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوی او روی می ‏آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد.

به این معنا که عذابی جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضی از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.

البته بعضی از مفسرین گفته ‏اند: مراد از کلمه «سلام‏» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می ‏دهند.

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منبع-سایت دانشگاه علامه طباطبایی

person امین فرومدی
chat
•••

مردم فرومایه/  شوپنهاور فیلسوف آلمانی

جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، 10:10

آرتور شوپنهاور در سال ۱۸۱۵

مردم فرومایه از اشتباهات و لغزش‌های اشخاص بزرگ لذت فراوان می‌برند.

آرتور شوپنهاور

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منابع

1.time.ir

1. ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

person امین فرومدی
chat
•••

انسان و جامعه /  جوزف کمبل

پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، 17:46

انسان نباید در خدمت جامعه باشد، جامعه باید در خدمت انسان باشد. اگر انسان در خدمت جامعه قرار گیرد، یک دولت هیولایی خواهیم داشت، و این چیزی است که جهان را در این لحظه تهدید می‌کند.

جوزف کمبل

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منبع .time.ir

person امین فرومدی
chat
•••

عید نوروز قدیمی ترین جشن باستانی/امین فرومدی

چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، 10:10

عيد نوروز توسط تمام قوم هاي ايراني در ميان اهالي شهر و روستا و عشاير با هر طبقه اجتماعي برگزار مي شود, مراسم جشن عيد نوروز است. ايراني ها، نوروز را در آغاز سال و آغاز گردش طبيعت، جشن مي گيرند و معتقدند که سالي ديگر گذشته و بايستي کهنگي ها را به سال کهنه واگذارکرد. واژهٔ جشن، از ریشهٔ «یز» (Yaz) به معنی نیایش و پرستش است و جشن نوروز سپاس آغاز سالي نو است.
به اعتقاد پارسيان، نوروز اول روز از زمانه و فلک را آغاز گشتن است. انديشه ايراني، نوروز را آغاز زندگي مي داند و شروع هر پديده مهمي را بدين روز منسوب مي دارد. ايرانيان هر آغازي را جشن مي گيرند و نوروز بزرگ ترين آغاز و بزرگ ترين جشن، با اصيل ترين سنت ها و مراسم جاودانه است. آغاز ِمراسم باشکوه عيد نوروز به زمان پادشاهي جمشيد شاه بازمي گردد. گفته مي شود او در زمان سلطنت خود در آباداني ايران و آسايش خاطرِ مردم از هجوم بيگانگان، نقش بسياري داشت. در نوشته ها آمده روزي جمشيد سفري با تخت زرينش به آسمان ( به سوي خورشيد ) داشت و پس از بازگشت دين را تجديد و آن روز را نوروز ناميد...

پس از جمشيد, سال به سال بر اهميت و فراگيري اين روز افزوده شد. درزمان هخامنشيان و ساسانيان نوروز به عنوان سنتي فراگير و بسيار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه هاي مردم عامه ( نه فقط زرتشتيان ) اجرا مي شد. اسطوره هاي گوناگوني در ايران باستان, درباره اين جشن ملي آورده شده است که به برخي از آن ها جهت اطلاع علاقمندان اشاره مي شود.
يکي از اين افسانه ها, اسطوره زيباي آفرينش است.
اورمزد شش پيش نمونه گيتي يعني نمونه اوليه وآرماني موجودات را در شش گاه با فاصله هاي نابرابر و در درازاي يک سال مي آفريند که به ترتيب عبارتند از: آسمان، آب، زمين، گياه، چهار پاي سودمند ومردم. به يادبود اين آ‏فرينش هاي شش گانه، سال را به شش قسمت نابرابر تقسيم مي کردند و سالگرد اين آفرينش ها را به صورت جشن هاي پنج روزه که در آيين ايران باستان «گاهانبار» نام دارد، برگزار مي کردند.

جشن سالگرد آفرينش آسمان از ۱۱ تا ۱۵ اردیبهشت، نخستین گاهانبار است. دومين گاهانبار سالگرد آفرينش آب از 11 تا 15 تير است. سومين گاهانبار که سالگرد آفرينش زمين و فصل گردآوري غله است، از 26 تا 30 شهريور برگزار مي شد. چهارمين گاهانبار سالگرد آفرينش گياه و از 26 تا 30 مهر است. پنجمين گاهانبار سالگرد آفرينش چهارپاي مفيد جشن ميان زمستان است و زماني است که براي دام انبار زمستاني مي شود.
آخرين گاهانبار, سالگرد آفرينش انسان است که در پنج روز آخر سال, يعني پنج روز کبيسه برگزار مي شود. سالگرد اين پنج روز پاياني سال که دوازده ماه سي روزه را در پشت خود دارد، مدخلي بر نوروز است. پس جشن نوروزسالگردي است از آفرينش انسان، عزيزترين موجود آفرينش براي آفريدگار بزرگ که آفرينش اهورايي را پاسداري خواهد کرد و رقيبي براي اهريمن و آفريده هاي ديوي اش خواهد شد.به همين مناسبت، سالگرد آن با شکوه بيش تري برگزار مي شود.
اسطوره ديگري نيزآيين هاي نوروزي را همراهي مي کند، يکي از آن ها آيين نيايش به ايزد«رپيتوين» است. «رپيتوين» سرور گرماي نيمروز و ماه هاي تابستان است و در زمستان، در زير زمين جاي مي گيرد و آب هاي زيرزميني را گرم نگاه مي دارد تا گياهان و درختان نميرند و به خصوص ريشه هاي درختان را در برابر يورش سرماي زمستاني پاس مي دارد. بازگشت سالانه او در بهار است که نمادي از پيروزي نهايي نيکي ها بر بدي ها و بهارها بر زمستان ها است.
به همين مناسبت جشني ويژه و نيايشي که تقديم رپيتوين مي شد، بخشي از مراسم نوروزي را تشکيل مي دهد و از اين ديد، نوروز نمادي از پيروزي عنصر نيک در نبرد فصل ها است.
نوروز هم چنين نمادي است از سالگرد بيداري طبيعت از خواب زمستاني و مرگي است که به رستاخيز و زندگي منتهي مي شود و به همين مناسبت جشن مربوط به «فروهر»ها نيز بوده است. «فروهر» يا «فروشي» گونه اي از روان است و نوعي همزاد آدميان که پيش از آفرينش مردمان در آن جهان به وجود مي آيد و پس از مرگ مردمان به دنياي ديگر مي شتابد و از کيفرهاي خاصي که روان مي بيند به دور است.
فروهرها سالي يک بار در طليعه ماه فروردين (= ماه فروهرها) به زمين باز مي گردند و هر يک به خانه خود فرود مي آيند. آنان از ديدن پاکيزگي و درخشندگي خانه دل خوش مي شوند و بر شادکامي خانواده وبر برکت خانه دعا مي کنند و اگر خانه را آشفته و درهم، پاک نشده و نا آراسته بينند, غمگين مي شوند و دعا نکرده و برکت نخواسته خانه را ترک مي کنند. مراسم خانه تکاني از همين جا نشات گرفته است. ايرانيان در آغاز سال نو همه جاي خانه را تميز و پاکيزه مي کنند تا فروهرهاي درگذشتگان, به خانه آنان بيايند و براي خانواده برکت بياورند.

مردماني که بر اين باورند، روز نوروز از خانه بيرون نمي روند، چون نمي خواهند که فروهرها صاحب خانه را در خانه نيابند و ناخشنود شوند. چراغ خانه ها براي اين که راه را بر فروهرها بهتر بنمايانند, دراين شب ها بايد روشن باشد
به نقل از آکاايران : در آغاز پنج روز آخرين گاهانبار و به روايتي در پايان اين پنج روز و درست شب نوروز بزرگ، مراسم آتش افروزي بر بام ها انجام مي دادند که هم راهگشاي فروهرها باشد و هم به دورو نزديک خبر دهند که سال نو مي آيد. اين آتش افروزي بعد از آمدن اسلام نيز در ميان ايرانيان معمول بوده است و چون مراسم به طور رسمي نخستين بار در شب چهارشنبه انجام شد، اين رسم در شب چهارشنبه پاي برجا ماند و چهارشنبه سوري يکي از جشن هاي جنبي نوروز شد.
به روايتي «سوري» به معني «سرخ» است و سرخي دليل انرژي و تحرک. شايد باورهايي که در ايران کهن مردمان بر آن اعتقاد راسخ داشته اند و برخي از آن ها با افسانه ها درآميخته, امروزه چندان مورد قبول مردم نباشد و برخي آن را از خرد گرايي به دور بدانند. امروزه بيش تر ايراني ها از ريشه اعتقادات کهن اطلاع چنداني ندارند ولي جشن بزرگ نوروز را کما کان شبيه اجداد خود انجام مي دهند و برپايي اين جشن ها را وسيله اي براي حفظ هويت ايراني خود در برابر هجوم فرهنگ هاي مختلف مي دانند.
خريد و پوشيدن لباس هاي جديد و آراستگي در آغاز نوروز براي ايرانيان اهميت خاصي دارد. از مراسم زيبا و باشکوه نوروزي که از دوران کهن تا زمان ما باقي مانده و از پيش درآمدهاي نوروز به شمار مي آيد, سبزه نوروزي است. در تمام مناطق ايران، سبزه هاي زيبا و سبز و خرمي در ظروف خاصي پيش از عيد با آداب و مراقبت بسيار آماده و در زمان تحويل سال نو، بر سر سفره نوروزي گذارده مي شود و آن را تا روز سيزدهم فروردين، هم چنان تازه و باطراوت حفظ مي کنند. تهيه و مصرف غذاهاي مخصوص عيد نوروز که مهم ترين آن ها سبزي پلو و ماهي سفيد است از ديگر آداب ورود به جشن هاي نوروز است.
زمان جشن نوروز 13 روز است و در اولين روزنوروز ايرانيان سفره اي پهن مي کنند و بر آن هفت چيز که نامشان با حرف سين شروع شده باشد, مي گذارند و آن را سفره هفت سين مي نامند. ( سبزه : نمودارِ گل هاي زيبا و زينتي ، سرسبزي و خرمي, سيب : ميوه اي بهشتي و نماد زايش, سمنو : از جوانه ي گندم، نمود رويش و برکت, سنجد : بوي برگ و شکوفه ي آن محرک عشق و دلباختگي است و...) براي تزيين سفره هفت سين از وسايل ديگري استفاده مي شود که هر يک فلسفه خاصي دارند. آينه و شمع برسر سفره هفت سين به نشانه نور, روشنايي و شفافيت استفاده مي شود.

معمولا تخم مرغ هاي رنگ شده با طرح هاي زيبا نيز برسر سفره ي هفت سين وجود دارد که نماد نطفه و باروري و زايش است. (در اساطير آمده فلسفه وجود تخم مرغ جهان است که تخم مرغي شکل است و آسمان چون پوسته ي تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمين روز است.) يک جلد قرآن مجيد نيز هميشه در سفره هفت سين مسلمانان وجود دارد که گوياترين دليل آميختگي اين عيد باستاني با قوانين اسلامي است. قرآن به نشانه اطاعت از خداوند و تقدس, تبرک و روحاني کردن فضاي موجود و سال نوي آغاز شده, ازواجبات سفره هفت سين ايراني مسلمان است. ماهي قرمز کوچک نيز از واجبات سفره هفت سين ايرانيان است که نماد سرزندگي و شادابي است.
ايرانيان در طول مدت جشن هاي سال نو به ديدن يک ديگر مي روند و سال جديد را تبريک مي گويند و کدورت ها و کينه هاي احتمالي را کنار مي گذارند. مراسم عيد نوروز 13 روز ادامه دارد که در تمام اين مدت دانش آموزان و دانشجويان در تعطيلي به سر مي برند.
بنا بر آن چه در اساطير آمده در تقويم ايراني ، نخستين دوازده روزسال "جشن زايش انسان ها" تمثيلي از12 هزار سال زندگي و نبرد با اهريمن است و روز سيزدهم تمثيلي از هزاره سيزدهم و آغاز رهايش از جهان مادي است. به همين دليل نيز، روز سيزدهم که در واقع نمادي از زندگي انسان ها درپرديس است ، متعلق به ستاره باران انگاشته مي شد، زيرا نزول باران بهاري باعث سر سبزي و طراوت زمين شده و نمايه اي از بهشت را بوجود مي آورد.
اين اعتقاد در ايران باستان موجب مي شد، سيزدهم نوروز، روز ويژه طلب باران بهاري براي کشت زارهاي نودميده، انگاشته شود. در اين روز، از دير باز مردم ايران به دشت و صحرا مي رفتند تا با شکست ديو خشکسالي، گوسفندي براي فرشته باران، قرباني و بريان کنند تا اين فرشته کشت هاي نو دميده را از باران سيراب کند.
مردم ايران هم اکنون نيز در پايان روز سيزدهم با سبزه هاي سفره هفت سين خود به دامن طبيعت پناه مي برند و تمام روز را در طبيعت مي گذرانند که در تقويم رسمي کشور اين روز« روز طبيعت» نام گذاري شده است. روز چهاردهم فروردين ماه, جشن ها ي نوروزي به پايان رسيده و مردم زندگي عادي خود را از سر مي گيرند. مراسم جشن هاي نوروزي يکي از جذاب ترين جشن هاي ايراني براي مردم ملل ديگر است.

♫♫♫

شعر و داستان/امین فرومدی

ادبیات ایران و جهان

منبع - سايت آکاايران

person امین فرومدی
chat
•••