نمونه ای از تک بیت های ضرب المثل در کتاب" امثال و حکم دهخدا"
امثال و حکم دهخدا
کتابی است در چهار مُجلد که حاصل سالها زحمت و بررسی پژوهش های میدانی، برگرفته از ذهن و حافظه معمرین و کهنسالان و در کنار آن تجربه شخصی خود مرحوم دهخدا. این چهار جلد مشحون از امثال و حکم است و بعد از لغت نامه شاهکار مرحوم دهخدا است. کتاب تنها با مقدمه ناشر یعنی مرحوم عبدالرحیم جعفری مدیر انتشارات امیرکبیر شکل می گیرد و مرحوم دهخدا خود بر این کتاب مقدمه ننوشته است مرحوم میرزا علی اکبر دهخدا در سال 1297 هجری قمری در تهران به دنیا آمد. پدرش خان بابا خان از ملاکان قزوین بود منتهی بعدها به تهران آمد. تحصیلات مقدماتی را در تهران به انجام رساند و سپس وارد مدرسه سیاسی تهران شد و از آنجا فارغ التحصیل گردید. در جریان نهضت مشروطیت وی نقش حساسی داشت و دوست صمیمی و همکارش یعنی جهانگیرخان صور اسرافیل در جریان قیام علیه محمدعلی شاه به دست دژخیمان وی به قتل رسید. پس از آن دهخدا به پاریس رفت و پس از پیروزی مجاهدین مشروطه طلب به ایران بازگشت. مراجعت دهخدا به ایران با کارهای مطبوعاتی شروع شد. در روزنامه صور اسرافیل ستونی فکاهی به نام “چرند و پرند” با امضای مستعار “دخو” می نوشت. واژه “دخو” یک اصطلاح محلی بومیان قزوین و به معنی “کدخدا” است. علامه دهخدا مدتی به کارهای فرهنگی می پرداخت. در وزارت فرهنگ، وزارت عدلیه (دادگستری) و ریاست مدرسه حقوق و علوم سیاسی اشتغال داشت که یکباره این کارها را رها و صرفاً به کار لُغت نویسی پرداخت. در خلال آن ترجمه کتاب “عظمت و انحطاط رومیان” ترجمه کتاب “روح القوانین” اثر مُنتسکیو و “فرهنگ فارسی به عربی” از جمله کارهای او بود. دورنمای زندگی سیاسی مرحوم دهخدا دورنمای زندگی آزادگان و رادمردان روزگار است و در کنار آن وجاهت علمی و فرهنگی او مسأله دیگری که در هر دو جبهه و عرصه نام آور روزگار خود بوده است. مرحوم دهخدا در کار شعر و سرودن اشعار هم ید طولایی داشته و منظومه معروف (یاد آر ز شمع مرده یاد آر) که بعد از شهادت میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل ساخته است یکی از اُمّهات شعر پارسی است. و سرانجام علامه ادب فارسی و پیشتاز لغت در ایران روز شنبه هفتم اسفند ماه سال 1334 در سن هشتاد و سه سالگی در تهران به رحمت ایزدی پیوست. در قالب چهار جلد امثال و حکم وی صدها ارسال المثل و تک بیت هایی که نماینده و نمایشگر ظریف ترین مصراع یا تک بیت است دیده می شود که برای کمال کار این نوشته به آنها اشاره می شود.
1. گر بیایی دهمت جان ور نیایی کشدم غم
من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی
(مجمر اصفهانی)
2. گر به مسکین اگر پر داشتی
تخم گنجشک از زمین برداشتی
(سعدی)
3. آن یکی نایی که نی خوش نی زده است
گر تو بهتر می زنی بستان بزن
(مولوی)
4. گر در همه شهر یکی سر نیشتر است
در پای کس رود که درویش تر است
(سعدی)
5. گر دعا جمله مستجاب شدی
هر دمی عالمی خراب شدی
(اوحدی مراغه ای)
6. گرگِ اجل یکایک از این گله می برد
وین گله را بین که چه آسوده می چرد
(ناصر خسرو)
7. متاع کفر و دین بی مشتری نیست
گروهی این، گروهی آن پسندند
(مولوی)
8. گریه بر هر درد بی درمان دواست
چشم گریان چشمه فیض خداست
(مولوی)
9. گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه
به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد
(حافظ)
10. گمان است در هر شنیدن نخست
شنیدن چو دیدن نباشد درست
(اسدی طوسی)
11. گر آستانه سیمین به میخ زر بزند
گمان مبر که یهودی شریف خواهد شد
(سعدی)
12. از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
(مولوی)
13. لطف حق با تو مداراها کند
چونکه از حدّ بگذرد، رسوا کند
(مولوی)
14. شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به نخست جانی خود این گمان نبود
(شکیبی اصفهانی)
15. با دُرد کشان هر که درافتاد ورافتاد
با آل علی هر که درافتاد برافتاد
توضیح این بیت به سیّد اشرف الدین حسینی معروف به نسیم شمال منسوب است. ولی احتمالاً وی از دیگری آن را به عاریت گرفته باشد در دوره سلاطین صفوی حتی در نامه ها و نوشته هایم این بیت را به کار می بردند، بنابراین به زمان (نسیم شمال) نمی خورد برخی نیز بر این اعتقادند که اصل شعر به این مصراع خواجه شیراز برمی گردد که می گوید: (بس تجربه کردیم در این دیر مکافات/ با آل علی هر که درافتاد ورافتاد)
16. رنج غربت به که اندر خانه جنگ
پا تهی گشتن به است از کفشِ ننگ
(مولوی)
توضیح: سعدی هم بیتی مشابه این سروده مولانا دارد منتهی در بحر متقارب است. سعدی می گوید:
تهی پای رفتن به از کفش تنگ
بلای سفر به که در خانه جنگ
منبع-سایت روزنامه صبح