
مجسمهٔ آناهیتا در شهر فومن
آناهیتا، ناهید یا اَردَویسور آناهیتا (ardwisarā Anāhitā)، یکی از ایزدبانوان ایرانی-آریایی است. آناهیتا الههای است که در یشت پنجم اوستا پرستیده و توصیف شدهاست؛ او توسط اهورامزدا و زرتشت ستایش میشود و دارای ارزش و اعتبار بسیاری است. آناهیتا هدایت و نگهبانی تمام آبهای جهان را به عهده دارد. به خاطر قدرت بسیاری که ناهید داشت، فره زرتشت به او سپرده شد تا از آن محافظت کند. اَردَویسور آناهیتا از چند بخش مجزا تشکیل شدهاست، اردوی (Arədvī) نام یک رود است که در اوستا ذکر شدهاست. سور (Sūrā) جزء دوم نام اوست که به معنی قوی، توانا و قادر است، فرشتهٔ آب با گردونهٔ خود که از چهار اسب باران، ابر، تگرگ و باد تشکیل شده به نبرد با دشمنان خود میرود و آنها را شکست میدهد. جزء آخر نام او، آناهیتا است که به معنای بیآلایش و پاک است؛ ناهید الههای است که نطفهٔ مردان و مشیمه (رحم) زنان را پاک میکند.
او به صورتی در اوستا توصیف شده که گمان میشود مجسمههای موجود در معابد او را توصیف کردهاند. آناهیتا بانویی «زیبا، شکوهمند، خوشاندام، فرهمند، کمربند بر میان بسته، دارای موزههایی که تا قوزک پایش با بندهای زرین، همه آراسته، درخشان و با بالاپوشی پوشیده، آراسته، پرچین و زرین، سپید بازو، آراسته به زیورهای زیبا از جمله گوشوارههای چهار گوش زرین و گردنبند پَنام زرین، گردن زیبا و مقدس، تاج زرین هشت پر بر سر، آراسته به گوهرهایی همچون ستارگان درخشان، روشنایی دارای همه گونه آسانی، آراسته به صد ستارهٔ زرین هشت پاره، گردونه شکل، آراسته با نوارها، زیبا، دارای پنبری برجسته، نیکو ساخته، پوشانده در جامههایی ببرین» توصیف شدهاست.
آناهیتا بانویی نبود که تنها متعلق به داخل مرزهای ایران باشد؛ او ورای مرزها پرستندگانی داشت که برایش قربانی میکردند، نام او را برای شهرهایشان انتخاب میکردند و معابدی برای او میساختند. مردم ارمنستان آناهیتا را «بانوی پرشکوه، مادر همهٔ دانشها، دختر اورمزد بزرگ و نیرومند» میدانستند و برای او احترام ویژهای قائل بودند، هرچند آیین ناهید پرستی پس از رسیدن به دیگر کشورها از جمله بابل بسیار تغییر کرد، تاحدی که قابل تشخیص از آیین اصلی نبود. او را همپایهٔ سرسوتی، بانوی دارندهٔ آب و ایشتار که خدای جنگ، زیبایی، عشق، حاصلخیزی خاک و… بود، میدانستند. بااینکه این الهه شباهتهای درخوری با ناهید داشت، اما زنایی که در معبد او صورت میگرفت، جزء آیین ناهید نبود. آناهیتا بانویی بود که در تمام تاریخ خود باکره ماند و همیشه دوستدار حیا و شرم بود. الههای دیگر که همپایهٔ آناهیتا شناخته شده آفرودیته است، این بانو طی نبردهایی که ایرانیان با رومیان و یونانیان داشتند با ناهید مقایسه شد. این الهه از دو جلوه پایبندی به شرم و حیا و فحشا و عشقبازی قابل بررسی است و به دلیل مورد دوم بازهم نمیتوان او را قابل مقایسه با آناهیتا دانست.
آناهیتا از دوران اساطیری مورد پرستش مردم بوده و همواره قربانیانی به او اهدا میکردند، اما اینکه این افراد به درخواست خود برسند تنها منوط به قربانی نبود، بلکه میبایست آنها انسانهای پاکسرشتی هم باشند. در طول تاریخ افرادی همچون جم، گشتاسب، فریدون، جمشید، کیکاووس و… برای او قربانی کردهاند. ناهید در دورهٔ هخامنشی خصوصاً دورهٔ اردشیر دوم بسیار بالا رفت و مظهر سه نیروی روحانی، ارتشداری و تولید شد. در این دروهٔ اردشیر معابدی برای او در شهرهای همدان، شوش و … ساخت. ناهید در دوران سلوکی و اشکانی هم همچنان دارای اعتبار بود. شاهان ساسانی، همچون اردشیر، شاپور اول، نرسی و خسرو دوم به ناهید بسیار احترام گذاشتند و نقشهای مختلفی از او به همراه خود در کتیبهها و سکهها حک کردند. آناهیتا در بیشاپور، کنگاور، شوش، هگمتانه، اصطخر، آذربایجان و… معبد دارد.
مفهوم و پیشینهٔ اسطوره
در قرن ۱۹ میلادی هرآنچه که متضاد با واقعیت بود را «اسطوره» مینامیدند یا به عبارت دیگر بنابر مسیحیت ابتدایی هرچیزی که با انجیل و تورات قابل اثبات و توجیه نبود، افسانه و اسطوره نامیده میشد. اما افکار قومشناسان، انسانها را مجبور ساخت تا به کنه و پس این اسطورهها توجه کنند. آن چیزی که باعث شکلگیری آنها شد و درواقع بنیان زندگی اجتماعی و فرهنگی این مردمان را ساخت؛ «... این چنین است که آنها متوجه شدند اسطوره واقعی و مقدس است.» به کلامی دیگر، اسطوره تاریخ راستینی است که در سرآغاز زمان روی داده و الگویی برای رفتار انسان فراهم آوردهاست.» اسطوره از وقایع دوران اولیه و شخصیتهای مافوق طبیعت تشکیل شدهاست و همواره دارای هالهای از تقدس است. اساطیری که شکل گرفته، همانند یک داستان واقعی شناخته میشوند؛ چرا که در آخر هم به واقعیتها میرسد و درواقع از منطق خاصی پیروی میکند. درست همین جاست که تفاوت اسطوره و افسانه مشخص میشود. باید توجه داشته باشیم که اسطوره حقیقی است اما افسانه، داستانهای خیالی است که توسط مردم در نسلهای مختلف نقل شدهاست؛ پس اسطوره واقعیتر و تکرارپذیرتر است.[۱]
اسطوره نه تنها برداشت انسان درمورد جهان پیرامون اوست بلکه نیازهای مادی و روانی او را نیز پاسخگو است. اسطوره در رفع نیازهای اساسی انسان مثل آب، غذا و… بسیار تأثیرگذار بود. انسان نیاز دارد جهان پیرامون خود را بشناسد و درواقع اسطوره چرایی و استدلال همین موضوع است و نوعی بیان فلسفی تمثیلی است. اسطورهها حتی توجیهکننده و تاییدکننده هم هستند، توجیه کنندهٔ نظام طبقاتی که میان جامعه زرتشتی ایران باستان وجود داشت. اساطیر براساس انعکاس ساختهای اجتماعی و طبیعی و نسبت به عکسالعملهای روانی انسان پدید آمدهاست. در اساطیر همهٔ ملتها اجزای طبیعت به چشم میخورد، مانند آسمان، خورشید، زمین، کوه، آب، درخت و… که به صورت خدایان برای آنها ظاهر میشوند. روابطی که میان انسان و خدایان است، درواقع انعکاس رفتار اجتماعی آن عصر است که این چنین اسطوره شکل گرفتهاست. این اساطیر همچنین در زندگی اجتماعی انسانها تأثیر گذار بودند؛ مثلاً خدای آسمان هنگامی که جوامع به دامپروری نزدیک میشوند جای خود را به خدایی که قدرت بیشتری در این امور دارد میدهد و خود نقش خدای پدر را عهدهدار میشود.[۲]
جایگاه و نقش بانوان در ایران باستان
ویل دورانت موقعیت زنان را در دوران زرتشت اینگونه بازگو میکند:
در زمان زرتشت پیغمبر، زنان همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلت عالی داشتند، با کمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم آمد و شد میکردند. صاحب ملک و زمین بودند… پس از داریوش مقام زن مخصوصاً در میان طبقهٔ ثروتمندان تنزل پیدا کرد…
«»
[۳]
خانههای انسانهای آغازینی که در ایران زندگی میکردند، حفرههایی بودند که حفر میکردند. در این زندگی، وظیفهٔ خاصی به عهدهٔ زن بود؛ او جز این که نگهبان آتش و مخترع سفال بود، باید چوب دستی به دست میگرفت و در کوههای اطراف به دنبال ریشههای خوراکی میرفت. شناسایی این گیاهان و تشخیص این که در چه فصلی از سال رویش دارند خود باعث شد آنها در زمینههای مختلف پیشرفت کنند و مردان از این قابلیت برخوردار نبودند؛ و این امر بود که عدم تعادل میان مرد و زن را ایجاد کرد و باعث شد این زن باشد که نسبت به مرد برتری داشتهباشد. زن قبیله را اداره میکند و به روحانیت دست پیدا میکند «... و زنجیر اتصال خانواده هم توسط زن ایجاد میشود.» و این زن بود که ناقل خون قبیله به حساب میآمد و همین تصور از زن میان آریاییهایی که وارد ایران شدند هم نفوذ پیدا کرد. در گاهان، زن از دو جهت تعریف شده، یکی به عنوان یکی از دو جنس بشر که نقش مهمی هم دارد و دیگری به عنوان گروندهٔ زرتشتی از دوران کهن. زن نقش مهمی در زندگی اجتماعی انسان داشت؛ ایرانیان گمان میکردند اگر زن احترام قابل قبولی در جامعه داشته باشد میتواند فرزندان شایستهای تربیت کند و به همین خاطر بود که به زن بسیار احترام میگذاشتند و البته رهنمودهای زرتشت هم تأثیرگذار بود. ماکس مولر در این مورد میگوید: «هیچ ملت کهنه و نوینی نیست که در آن مقام و منزلت زن به ارجمندی مقام و منزلت زنان ایران باستان رسیده باشد.»[۴][۵]
ارزش و اعتبار آب
ارزش آب نزد جهانیان
در سراسر جهان مردم احترام ویژهای برای آب قائل هستند. ژاپنیها بارش باران در اولین روز سال را پیشگیری از مالاریا میدانند. در چین «پینگ-ئی» ایزد بانوی آبها است. در آیین بودا ریزش آب یک پدیدهٔ جهانی و نشان گذر زندگی است. گروهی از هندیها نیز برای طهارت خود در آب رودخانهٔ گنگ وارد میشوند و مراسم خاصی برای بزرگداشت آن دارند. رود نیل، برای مصریها رودی مقدس بود و طغیان آن باعث رونق کار کشاورزان میشد و اقتصاد و اجتماع آنها را بهبود میبخشید. در یونان بخاطر نقش اساسی که آب در زندگی مردم دارد و حضور مداوم آن، اساطیر مختلفی در رودها و چشمهها جاری است. مورخان یونانی آناهیتا اوستا، را آناییتیس[پ ۱] گفتهاند و معمولاً او را آرتمیس الههٔ پاکدامنی میدانند. مورخان بیزانس و رم هم آناهیتا را دیانا[پ ۲] میدانند؛ از ایران تاحدود آسیای صغیر و حتی در سارد، پایتخت لیدی، مورخان معابدی را شناسایی کردند که متعلق به او است. ناهید در ارمنستان هم پیروانی داشتهاست[پ ۳] و ایزد مهر، ناهید و بهرام هم در ایالت اکیلیزن.[پ ۴][پ ۵] اگاتانگلوس مورخی در قرن ۴ میلادی بود که میگفت معبدی همانند معبد شوش در شهر ارز[پ ۶] بوده که مجسمهای از طلا مربوط به ناهید در آن قرار داشتهاست و با ظهور مسیحیت به مرور معابد هم به کلیسا تبدیل گشت.[۶][۷] البته مقدم در کتاب خود میگوید مسیحیان هم برای پیروی از آناهیتا و احترام به او پرستشگاههای خود را مریم عذرا[پ ۷] نامیدند.[۸][۹]
ارزش آب نزد ایرانیان
ایرانیان نیز از گذشتههای دور آب را موجودی مقدس میدانستند[پ ۸] و حتی پس از گذشت چند صد سال همچنان اعتقادات خود را حفظ کردهاند و پشت سر مسافر برای سلامتی و بازگشتش آب میریزند.[۱۰] در اوستا آب، به صورت «آپی» و در پلوی هم «آپ» گفته میشود. در اساطیر ایرانی، آب دومین مخلوق جهان است که توسط اهورا مزدا آفریده شد و از جنوب البرز به تمام زمین راه یافت. ایرانیان پیش از زرتشت نیز به پاکی آب توجه داشتند و با آمدن زرتشت که پاکی و دور نگه داشتن آب از پلیدی جزء ارکان مهم آموزههای وی بود، ارادت مردم نسبت به ایزد آب «اردویسور آناهیتا» بیشتر شد. آب، باد، آتش و خاک در ادبیات و اعتقادات مردم دارای اهمیت بسیاری است؛ آب در بین این عناصر باعث خلق آثار بسیاری شدهاست.[۱۱]
هرودوت دربارهٔ اهمیت آب در بین مردم ایران زمین میگوید:
« ایرانیان در میان رود بول نمیکنند، در آب تفو نمیاندازند. در آن دست نمیشویند و متحمل هم نمیشوند که دیگری آن را به کثافتی آلوده کند. آنها احترامات بسیاری از آب منظور میدانند.[۱۲] »
استرابون نیز میگوید ایرانیان هنگامی که قصد فدیه برای آب را دارند، در کنار جویبارها حفرهای حفر میکنند و بسیار دقت میکنند که آب به وسیلهٔ خون آلوده نشود و گوشت را بر شاخهای قرار میدهند و مردان به وسیلهٔ چوبهای مقدس در حین خواندن عبارات مقدس آن را لمس میکنند. پس از این مراسم شیر و عسل روی زمین میریزند و مراسم به پایان میرسد.[۱۳][۱۴]
استرابون میگوید، ایرانیان هنگام پرستش آناهیتا این جملات را تکرار میکردند:
«میستایم آب را که آفریده اهورا مزدا است.
ویستاییم همه آبهای پاک را که داده اهورا مزدا است.
ستایشگرم آب پاک سود رسان زندگیساز را، ستایشگرم آن اردویسور اناهیته را، آن نگهبان شایسته آبهای نیالوده گیتی را.
همه آبهای ناآلود و پاک که از ابرها سرازیر شده و بر سینه زمین همچون رودها، چشمهسارها، دریاها و دریاچهها آرام یافتهاند.
آرام در زمینهای هفت کشور و میپیمایند زندگی بالنده را.»[۱۵]
ایرانیان معابد بسیاری از جمله معبد کنگاور و بیشابور را به ایزد آناهیتا تقدیم کردند. آنها آبان ماه، ماه هشتم هر سال شمسی را به این ایزد نگهبان آب تقدیم کردهاند.[۱۶]
بالندگی و فزایندگی
نام اصلی ایزدبانو، آناهیتا «اردوی» است که در تمام اوستا با صفت سورا و آناهیتا توصیف میشود. این نام به رودخانهای اسطورهای اطلاق میشود و خود به معنای فزاینده و بالنده است. نام مزبور ۷۱ بار در متن آبانیشت آمده و در بعضی از بندها دو بار ذکر شدهاست. به مرور زمان، اردوی حذف شد و جای خود را به صفت آناهیتا داد. او به تدریج موکل بر تمام آبهای روی زمین شد. آب نزد زرتشتیان بسیار ارزشمند و در بالندگی و فزایندگی مخلوقات مؤثر بودهاست. آناهیتا فزایندهٔ دارایی، خانه، قبیله، جان، گیتی، کشور و سرزمین است و در بند ۶ آبانیشت، اهورا مزدا تأکید میکند که ناهید را برای گسترش سرزمین، قبیله، نگهداری و نگهبانی آفریدهاست.[۳۵][۳۶]
نیرومندی
یکی از مهمترین صفات ناهید که همیشه جزئی از نام او نیز بوده، «سورا» به معنی نیرومند است. با این صفت نشان اهورایی خود و نیرومندیاش در مبارزه با دیوان را به نمایش میگذارد.
پاکی
یکی از صفات ناهید که در واقع دلالت بر اسمش دارد، «آناهیتا» به معنی پاک است. این صفت بسیار پرکاربرد است و در کنار اسم اردوی و صفت سورا ۷۱ بار در آبانیشت ذکر شدهاست. این صفت پیش از آن صفتی بود برای «اردوی»، اما به دلیل اهمیتِ پاکی، نام «ناهید» جانشین اردوی شد. این نام به صورت متفاوتی در منابع ذکر شدهاست؛ مانند «آناهید، ناهید، آناهیتا و اناهیته». معین در این رابطه میگوید: «در اشعار گذشتگان بسیار به نام ناهید برمیخوریم که ناهید، ناهده، ناهیده و ناهی از آن نمونهاند و به معنای دختر بالغ است».
آناهیتا نماد آبهای جهان
مزداپور معتقد است آناهیتا نماد آبهای جهان است و آب همانند زمین از گذشته مقدس بودهاست و اصلاح آن را واجب میشمردند. ایرانیان باستان، عناصر مفید و سودمند را بسیار مورد پرستش قرار میدادند و برای آنها نگهبانانی در نظر میگرفتند و آب یکی از همان عناصر مقدس بودهاست. ایزدان نگهبان آب با نامهای آبان، اردویسور آب، اردویسور آناهیتا و ناهید آمدهاست
توصیف آناهیتا در اوستا
«زیبا، شکوهمند، خوشاندام، فرهمند، کمربند بر میان بسته، دارای موزههایی که تا قوزک پایش را پوشانیده است با بندهای زرین، همه آراسته، درخشان و با بالاپوشی پوشیده. آراسته، پرچین و زرین، سپید بازو، آراسته به زیورهای زیبا از جمله گوشوارههای ۴ گوش زرین و گردنبند پَنام زرین، گردن زیبا و مقدس، تاج زرین هشت پر بر سر، آراسته به گوهرهایی همچون ستارگان درخشان، روشنایی دارای همه گونه آسانی، آراسته به ۱۰۰ ستارهٔ زرین هشت پاره، گردونه شکل، آراسته با نوارها، زیبا، دارای پنبری برجسته، نیکو ساخته، پوشانده در جامههایی ببرین.
منبع - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
:: موضوعات مرتبط: فرهنگی،اجتماعی،مذهبی و هنر
:: برچسبها: اسطوره, الهه, آناهیتا, موزه



