شعر و داستان/امین فرومدی/Persian Poetry

ادبیات      زندگی/ فقط عشق ست / باقی همه مشق ست                                                     

گفتم: اين باغ ار گل سرخ بهاران بايدش؟ ... شاعر محمدرضا شفیعی کدکنی

شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷، 12:10
 

گفتم: اين باغ ار گل سرخ بهاران بايدش؟

گفت: صبرى تا كران روزگاران بايدش

تازيانه رعد و نيزه آذرخشان نيز هست، 

گر نسيم و بوسه هاى نرم باران بايدش

گفتم: آن قربانيان یار، آن گل هاى سرخ؟ 

گفت: آرى

ناگهانش گريه آرامش ربود؛ 

وز پى خاموشى توفانيش

گفت:اگر در سوگشان

ابر شب خواهد گريست، 

هفت درياى جهان يك قطره باران بايدش

گفتمش: خالى است شهر ازعاشقان وینجا نماند

مرد راهى تا هواى كوى ياران بايدش

گفت: چون روح بهاران آيد از اقصاى شهر

مردها جوشد ز خاك، 

آنسان كه از باران گياه؛ 

و آنچه مى بايد كنون

صبر مردان و دل اميدواران بايدش

 

شعر و داستان/امین فرومدی

 

منبع-وبلاگ ادبستان شعر و هنر

person امین فرومدی
chat
•••