• قالب وبلاگ
  • آرشیو مطالب
  • لينك rss
  • پست الکترونیک
  • صفحه ي اصلي

شعر و داستان/امین فرومدی/Persian Poetry

ادبیات      زندگی/ فقط عشق ست / باقی همه مشق ست                                                     

 
وب سايت من
تاریخ افتتاح وبلاگ : 1391/03/11

شعر را مقصود اگر آدم گری ست
شاعری هم مسند پیغمبری ست
"اقبال لاهوری"

ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ

قلم زبان خداست/ قلم امانت آدم است/ قلم ودیعه عشق است/

هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست

.....

حیات یک ملّت در گرو حیات فرهنگی آن ملّت است.

خرداد 1391-امین فرومدی

.....

ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم،

نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم. زندگی ما حکایت یخ فروشی است که

                                                                                          از او پرسیدند: فروختی؟ گفت: نه، ولی تمام شد.

خرداد1395

.....

خدایا! می دانم خالی از تقصیر نیستم

اما می خواهم از اینکه مرا در هر حال دوست داری  تشکر کنم.

...

وبلاگ عزیزم تولدت مبارک یاد
دوستت دارم
و
از اینکه یک دهه همراهی ام کرده ای سپاسگزارم  
تو چه زیبا و دوست داشتنی هستی!که عاشقان زیادی از سراسر جهان به دیدارت شتافتند و از نجواهای عاشقان ات بهره ها بردند.
هرگاه یک نفر در گوشه ای از جهان درد و رنج می کشید تو با او همدردی کردی و همیشه طرفدار حق و عدالت بوده و در مقابل طراران دنیا عدالت علی رامطرح کردی
و برای کسانی که در تالار تماشایت مهمانت می شوند همچون شهرزاد قصه هزار و یک شب برای شان داستان سرایی می کنی.
گاهی مثل شاعری و یا به صورت شاعره ای در می آیی و شعرهایت را  برای شان می خوانی.
و هچنین مطالب گوناگون دیگری را هم با بازدید کنندگانت به اشتراک می گذاری.ممنونم از این همه لطفی که به من و دوستان بازدیدکننده داری.
عزیزم به مناسبت دهمین سالگرد تولدت یکی از کتاب هایی را که بسیار دوست می دارم به تو هدیه می دهم و می دانم که تو هم مثل همیشه آن را به دوستان و طرفدارانت معرفی می کنی چون که آنان را دوست داری  به آنان عشق می ورزی.
وعشق را
منتشرمی کنی
به یاد دارم که شبی در گوشم نجوا کردی:
ما به دنیا آمده ایم که
عاشق شویم
و دوست بداریم و دوست داشته شویم
و عشق را در جهان خود منتشر کنیم

وبلاگ عزیزم بار دیگر تولدت را تبریک می گویم و  

کتاب محدودیت صفر  (دانلود کتاب با لینک مستقیم)
و
کتاب صوتی راز

را به تو تقدیم می کنم.
دوستت دارم.پاینده باشی  و ناشر عشق.
امین 11خرداد 1401   

theme

موضوعات
شعر-شعر نو -شعر کلاسیک-شعر سپید
داستان،داستانک،نثر ادبی-داستان نویسی
فرهنگ مطالعه + مقاله ها
فرهنگی،اجتماعی،مذهبی و هنر
معرفی کتاب
سخنان قصار -سخنان بزرگان،آیه،حدیث
بزرگان علم - دین - و ادبیات و...
ادبیات،در باره شعر،نقد ادبی،معرفی کتاب،مصاحبه ها و
فلسفه - عرفان
ترانه - شعر طنز - داسان طنز
اشعار امین فرومدی
مولانا
حافظ
سعدی
نیما یوشیج
سهراب سپهری
قیصر امین پور
احمد شاملو
پروین اعتصامی
فروغ فرخ زاد
مریم حیدر زاده
اخوان ثالث
دو بیتی های بابا طاهر
خیام
هیوا مسیح
عطار نیشابوری
احمد رضا احمدی
فریدون مشیری
شیخ اشراق "شیخ شهاب الدین سهروردی"
اشعار شاعران خارجی
هوشنگ ابتهاج(سایه)
فخرالدین اسعد گرگانی
سید حسن حسینی
محمد جسین بهجت(شهریار)
بیدل دهلوی
دکتر شریعتی
عین القضا ت
حسین پناهی
محمدرضا شفیعی کدکنی
استاد حمید سزواری
نادر نادرپور
برتولت برشت،شاعر و نمایشنامه نویس آلمانی
گوته شاعر آلمانی
ویلیام شکسپیر
خواجه عبدالله انصاری
سلمان هراتی
هیوا مسیح
محتشم کاشانی
فیض کاشانی
حسین منزوی
زندگینامه شاعران و...
تک بیت ها
اکبر اکسیر
نظامی گنجوی
سامی یوسف خواننده جهانی ایرانی الاصل
حمید مصدق
دکتر حسین الهی قمشه ای
نقاشی های معروف جهان
هایکو - هایکو واره
سایر شاعران...
حکیم ابوالقاسم فردوسی
حمیدرضا شکارسری
رسول یونان
عمران صلاحی
علامه دهخدا
ابن یمین فریومدی
محمد صالح علا
سیمین بهبهانی
فرخ تمیمی
شمس لنگرودی
آلبوم من-عکس ها-مناظر
افشین یداللهی
اشعار مینیمال
داستان های امین فرومدی ُ نثر ادبی و سخنان قصار
عزیز نسین
فریدون مشیری
شعرهای جعلی به نام شاعران معروف در فضای مجازی
اشعار انگلیسی
فتو پٌست
سید علی صالحی
منوچهر آتشی
میرزاده عشقی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
آذر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۳
مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
اسفند ۱۴۰۲
بهمن ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
فروردین ۱۴۰۲
بهمن ۱۴۰۱
دی ۱۴۰۱
آذر ۱۴۰۱
آبان ۱۴۰۱
مهر ۱۴۰۱
شهریور ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
تیر ۱۴۰۱
خرداد ۱۴۰۱
اردیبهشت ۱۴۰۱
فروردین ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
بهمن ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آرشيو
ديگر موارد
طراحی ابزار وبسایت

آمارگیر وبلاگ

 
ریا و سالوس در شعر فارسی (6) حافظ
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
نوشته شده توسط : امین فرومدی در ساعت : 10:19
 

حافظ قهرمان مبارزه با ريا :

   اگر بخواهيم بگوييم جهان بيني اجتماعي حافظ در چه خلاصه مي‌شود جواب اين است در رياستيزي كه آن را بيماري اجتماع مي‌شناسد و تا مغز استخوان از آن بيزار و متنفر است و صفا و اخلاص و يكرنگي و محبت را دوست دارد. مستان را نه به جهت مِي‌پرستي بلكه به جهت دور بودنشان از ريا و يكي بودن ظاهر و باطنشان مي‌ستايد مي‌ترسد. روز حشر تسبيح رياكار و خرقه رند شراب خوار عنان بر عنان رود بلكه اين يكي را بر آن يكي ترجيح مي‌دهد زيرا ريا شرك است.

مي‌گويد آلودگي خرقه خرابي جهان است و آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت. كلمه ريا 15 بار در ديوان حافظ تكرار شده است.

   حافظ، استاد افشاكردن رياكاران است. حافظ‌شناسان معتقدند حافظ با هيچ آفتي از آفات دين و اخلاق به اندازه ريا در نيافتاده است. در ديوان او زرق و نفاق و تزوير و سالوس و ..... هم مترادف با ريا است اصلاً حافظ قهرمان مبارزه با ريا است. حافظ در روزگاري كه بنيادش بر فريب و نيرنگ و ريا و تزوير و خلاصه دكان‌داري استوار بود جسورانه اما رندانه به مقابله با زور و تزوير برخاسته او بيش از آنكه يك طناز و هتاك باشد اصلاحگري بزرگ است. نيش او نوشدارو است. او معجوني مي‌آفريند به نام آب خرابات. معجوني كه تنها با امداد از آن مي‌توان خرقه از سر بركشيد و از صحبت ناجنساني چون ريا كه همواره حجاب ضخيم ديدگان آدمي در مشاهده حقيقت بوده‌اند براي هميشه آسوده گشت.

حافظ و زاهد :

   زاهد از شخصيت‌هاي مشهور و منفي و دوست نداشتي شعر حافظ است كه به صورت واعظ و شيخ و فقيه و مفتي و قاضي و ... نيز از او ياد مي‌شود. (خرمشاهي، 1380، 365) زهد به تنهايي يا به صورت تركيبات زهد ريا و زهد خشك و زاهد و زاهد ظاهرپرست مكرر در ديوان حافظ آمده. كلمه زهد 22 بار در ديوان حافظ به كار رفته (صديقيان، 1383، 58). حافظ با دوگونه زهد كه در زمانه او رايج بوده به مخالفت پرداخته يكي زهد رياكارانه و ديگر زهد كج انديشانه.

   زهد رياكارانه كه يك نفاق و دورويي بوده و جز تظاهر به زهد چيزي در درون خود نداشته و نوع ديگر زهد آن است كه ريايي در آن نيست زهد حقيقتاً از دنيا رويگردان شده اما برداشت او از زهد با مفهوم زهد راستيمن متفاوت است. او فكر مي‌كند با محروم ساختن خود از دنيا مي‌تواند به كمال برسد و حافظ آن را زهد خشك و كج انديشانه مي‌داند منظور حافظ از زهد، مؤمن يا پارساي پاكدامن نيست، بلكه موجودي است كه نه اهل عشق است و نه اهل ايمان و علم. جلوه فروش و دين به دنيا فروش است صفاتي كه در شعر حافظ براي زاهد مي‌توان يافت از اين قرار است:

الف)خودبين و مغرور است :

زاهد غرور داشت سلامت نبر راه *** رند از راه نياز به دارالسلام رفت

ب)محتب وار و عيب گير رندان است :

برو اي زاهد و بر دردكشان خرده مگير *** كه ندادند جز اين تحفه به ما روز الست

پ)عابد نماز و صومعه نشين است :

زاهد جو از تماز توكاري نمي‌رود *** هم مستي شبانه و راز ونياز من

ت)رياكار و جلوه فروش و سست ايمان است :

واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي‌كنند *** چون به خلوت مي‌روند آن كار ديگر ديگر مي‌كنند

ث)دوستدار جاه و مقام است :

راز برون پرده زرندان مست پرس *** كاين حال نيست زاهد عالي مقام را

ج)بي‌وفا و سست پيمان است :

بنده پير خراباتم كه لطفش دائم است *** ورنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست

چ)طمع به نعيم بهشت دارد :

زاهد شراب كوثر و حافظ پياله خو است *** تا در ميانه خواسته كردگار است

ح)اهل عشق نيست :

حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ *** اگرچه صنعت بسيار در عبادت كرد

خ)اهل عشق و حقيقت نيست :

واعظ ما بوي حق نشنيد بشو كاين سخن *** در حضورش نيز مي‌گويم نه غيبت مي‌كنم

حافظ كيست چگونه مي‌انديشد :

   خاصه ممتاز شخصيت حافظ اين است كه او خود را شناخته است و مي‌داند كيست و نمي‌خواهد جز آن بنمايد بايد كسي به اين نقطه رهايي و آزادگي رسيده باشد تا چون او بي‌باك به هر ناراستي ونادرستي است بتازد. حافظ با هر كه مردم را بفريبد سرجنگ دارد. سلاح اوكلامي است پر از طنز اما برنده و نافذ و به يادماندني. مفهوم و الفاظ مي و مي‌خوارگي سلاح حافظ در مقابله با رياكاران است و رياكار در نظر او هر كسي است كه دروغ بگويد و قيافه حق به جانب داشته باشد يك واعظ يا زاهد يا يك كاسب بازار. حافظ فقط يك شاعر نيست يك متفكر مسئول و دلسوز است اين متفكر اجتماعي شايد يك تنه در برابر همه رياكاران روزگار خود و روزگاران پس از خود ايستاده است و آنچه مي‌خواهد بگويد امروز بر زبان من و شما هم هست. زيرا سخن او سخن همه روزگاران است اما ببينيم آن رياكاران چه كساني هستند. وقتي حافظ مي‌گويد: « آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت» جان كلام اين است كه زهدي در كار نيست. زاهد دروغ مي‌گويد پشت اين سيماي حق به جانب او نفس اماره فرمانروايي دارد. من حافظ هم اگر ديديد چون زاهدان خرقه‌اي به تن دارم بدانيد كه:

خرقه پوشي من از غايت دينداري نيست *** پرده‌ي بر سر صد عيب نهان مي‌پوشم

    حافظ با دين داران راستين هيچ ستيزه‌يي ندارد سخن او در دفاع از دينداري است.

حافظ مي‌خور و رندي كن و خوش باش ولي *** دام تزوير مكن جون دگران قرآن را

   او در اين مبارزه تمام عمر او سخن از مي و مي‌خوارگي و مستي را چون شمشير برنده‌يي به كمر بسته است و هرجا كه زاهد، صوفر و ... قرآن را دام تزوير مي‌كنند اين شمشير را از غلاف بيرون مي‌كشد.

تعرض به زهد و ريا :

در ميخانه ببستند خدايا مپسند *** كه در خانه تزوير و ريا بگشايند

   بي‌ترديد يكي از مشكلات بشر درطول تاريخ سلطه مادي و حيواني گروهي است كه با بهره‌گيري از ايمان و صفاي دل مردم حاكميت مادي و معنوي خود را استوار ساخته و با نيرنگ و تزوير دست به غارت و تعدي مي‌گشايند. آنها اين نفوذ معنوي را با تزوير به دست مي‌آورند اين صيادان عقل و هوش پيوسته دم از حق و حقيقت زده خود را هادي و حامي مردم مي‌نامند.اما اين دسيسه و نيرنگ اهريمني از چشمان تيزبين هوشياران پنهان نمي‌ماند همواره عده‌اي آگاه و تيزبين با تحمل شكنجه و تحقير دست به افشاگري اين نيرنگ بازان گشوده لااقل اندكي از آرامش آنان را بر هم زده‌اند. بي‌شك حافظ نيز با طبع ظريف و ذهن نكته‌سنج خود تزوير اين نيرنگ بازان را به خوبي در مي‌يافت و با پشت پا زدن به جاه و مقام و تن دادن به فقر و زلت در نهايت ظرافت به افشاگري مي‌پرداخت او با زبان اشاره و ايما به گونه‌اي بديع رندانه از انحرافات و تزويرها پرده مي‌برداشت به گونه‌اي كه اگرچه خودش مي‌توانست ادعا كند يك بيت معمولي سروده و يك موضوع مذهبي يا عرفاني را مطرح كرده اما همه آگاهان و اهل فن و حتي بسياري از توده مردم سمت هدف‌گيري طنز و تعرض‌هاي او را تشخيص مي‌دادند به همين دليل بسياري از مصاديق تعرضات حافظ براي آيندگان نيز ناشناخته نمانده است.

نكاتي كه حافظ در اينباره مطرح مي‌كند :

1- ملامت از زهد ريايي :

زهد ريايي با همه خصوصياتش هر انسان باانصاف و آگاه را بيزار مي‌كند تا جايي كه رهايي از اندوه و ملال خود را در پناه بردن به باده و مستي مي‌يابد. باده‌خواري و مستي به دو دليل در مقابل ملال از زهدريايي مطرح مي‌شود يكي از آن جهت كه ايهامي داشته باشد به طنز و تعرضي لطيف با اين مضمون كه آلايش و رذالت و زهد ريايي به حدي است كه در مقايسه با آن باده‌خواري نوعي تطهير و شست و شو به شمار مي‌رود.

گرچه با دلق ماه مي گلگون عيب است *** مكنم عيب كزو رنگ ريا مي‌شويم

   و ديگر از آن جهت كه باده ولو از ديد عده‌اي ظاهربين درماني است در مقابل غم و ملالي كه از تزوير و رياي زاهد نمايان بر دل نازك انديشان مي‌نشيند.

مي صوفي افكن كجا مي‌فروشد *** كه در تابم از دست زهد ريايي

دلم از صومعه بگرفت و خرقه جالوس *** كجاست دير مغان و شراب ناب كجا

   حافظ مشام جهان را كه با بوي ريا آزرده شده با عطر باده خوش مي‌كند

خوش مي‌كنم به باده مشكين مشام جان *** كز دلق پوش صومعه بوي ريا شنيد

   بشارت باد مي فروشان را كه حافظ نيز به سوي آنان آمد:

بشرت بر به كوي مي فروشان *** كه حافظ توبه از زهد و ريا كرد

   او همنشيني با رياكاران را عامل تباهي و گمراهي مي‌داند: زيرا رياكاران و مدعيان دروغين از عوامل مهم روگرداني مردم از دين و ايمانند

آلودگي خرقه خرابي جهان است *** كو راهروي اهل دلي خوب سرشتي

آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت *** حافظ اين خرقه و پشمينه بينداز و برو

2- ترجيح فسد بر ريا و تزوير :

حافظ مي‌خور و رندي كن خوش باش ولي *** دام تزوير مكن چون دگران قرآن را

   طنز و تعرض در برابر ريا و تزوير آنجا به اوج خود مي‌رسد كه خواجه فساد و فسق را بر اينگونه زهد و مسلماني ترجيح مي‌دهد.

چو ملامت بود آن را كه چو ما باده خورد *** اين نه عيب است بر عاشق رند و نه خطاست

باده نوشي كه در او روي و ريايي نبود *** بهتر از زهدفروشي كه در او روي و رياست

ما نه مردان رياييم و حريفان نفاق *** آنكه او عالم سرمست بدين حال گواست

فرض ايزد بگذاريم و به كس بد نكنيم *** ور بود نيز چه شد مردم بي‌عيب كجاست

   از مضمون اين ابيات روشن است كه نظر خواجه نه انكار دين و شريعت و نه تجويز فسق و فساد بلكه منظور وي تنها تعرض به كارهاي نامقدسي است كه در پوشش تقدس انجام مي‌پذيرفت خواجه خود پايبند دين و اخلاق است. خراباتيان يكرنگ و بي غرض‌اند لكن محبت شيخ و زاهد ريايي بي غرض نيست، اگر موافق ميلش باشي و به درد دنيايش بخوري ترا مورد محبت قرار مي‌دهد، اما اگر نتواني، مشمول قهر و غضبش مي‌گرداند:

بنده پير خراباتم كه لطفش دائم است *** ورنه لطف شيخ و زادگاه هست و گاه نيست

3- سالوس و ريا آفت كمال :

   راه حق از بيراهه و نفاق جدا است، آنكه به راه هدايت رود به مقصد مي‌رسد و هركه ضلالت يا نفاق را برگزيند سرانجامي جز ناكامي و رسوايي نخواهد داشت. نظام عدل حاكم بر جهان هستي دست تقدير اين سالوسيان را رسوا خواهد كرد. زيرا عشق  معرفت در به روي كج بازان مي‌بندد و با جلوه حقيقت اهل مجاز رسوا شده حاصلي جز قلب تيره و خرمن سوخته نخواهند داشت.

جز قلب و تيره سوخته هيچ نشد حاصل هنوز *** باطل در اين خيال كه اكسير مي‌كنند

4- امكان ذاتي زهد و ارزش زهد :

   يكي از درون مايه‌هاي هميشگي شهر حافظ تاخت و تازي است كه او پيوسته به زاهد و صوفي مي‌كند. در گير و دار حافظ با زاهد در اساس مسئله ارزش زهد مطرح است بايد ديد در نظام هستي زهد چه جايگاهي دارد و زهدورزان ازلي كه بودند و با حافظ آدم چه  كرده‌اند و آن شر، نمون چگونه در رفتار زاهدان زميني باز مي‌تابد. مـي‌دانيم ملائك در عالم قدس از هرگونه آودگي به جسم و خاك بري هستند كارشان تسبيح پروردگار است. به عبارت ديگر زهد ذات ايشان است. اما زهد چنانكه در كردار زاهدان آسماني نيز ديده مي‌شود. چنانكه هنـگامي كه خدا فرشتگان را گفت كه بر آدم سجده كنيد ابليس گردن كشي كرد و گوهر خود (آتش) را از گوهر ايـن موجود خاكي برتر دانست. اما آن ديگران نيز از اراده خداوند در آفرينش انسان ناخرسند بودند و مي‌گفتند موجودي خواهي آفريد كه خون خواهد ريخت و فساد خواهد كرد، اما در طرح آفرينش كار ديگري در پيش بود و آن نمودار شدن جلوه‌اي ديگر از ذات الهي بود كه بر ملائك آشكار نمي‌توانست شد. آنچه مي‌بايست سرانجام در عالي‌ترين مرتبه آفرينش پديدار شود زيبايي خدا بود كه موجودي را مي‌طلبيد كه درك زيبايي كند اين چنين موجود دردمند سرشار از مستي حيات همان موجودي است كه براي گرفتن آينه چشم خود در برابر جلوه‌هاي جمالي ازلي آفريده شد و اين تقدير اوست پس كشاكش اصلي بنابراين تأويل از داستان آفرينش بر سر ارزش زهد است اگر تقدير عالم چنان است كه مي‌بايد موجود خاكي مست از زاهدان عالم قدس كه كارشان پيوسته عبادت و تسبيح است برتر نشيند و شاهد ديدار جمالي ازلي باشد. اگر نماز هفتصد هزار ساله ابليس را به چيزي نخرند و به خاطر يك نافرماني او را ملعون ابد كنند پس ارزش زهد اين زاهدان زميني چيست. مگرنه آن است كه خدا از اين زهد و نمازها بي‌نياز است اگرچه وي از طاعت بندگان بي‌نياز است اما اشتياق جمال به نمودن خويش موجودي را مي‌طلبد كه شيفته جمال باشد.

سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد *** ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود

   پس زهد در اساس در نظام هستي ارزش چنداني ندارد، زيرا نمي‌تواند عالي‌ترين ميوه‌اي ذات الهي را نمودار كند و اگرچه گفته‌اند كه به حساب گناه و ثواب و طاعات خواند رسيد ولي اين حساب و كتابها كساني را باد كه به سود و زيان خود مي‌انديشند. لازمه عاشقي بي‌خويشتني و دست برداشتن از سود و سوداي دو جهان در تمناي ديدار يار است. آنچه يار مي‌خواهد نيز جز همين نيست ذات او عين بي‌نيازي است واگر نيازي در او هست همين ميل به شناساندن جمال خويش است تنها اينجاست كه آدم حافظ ضرورت وجودي مي‌يابد به ملك زاهد. اگر عاشقي پاكباختگي است زاهدي گذشته از سود و زيان انديشي زايندة غرور است و ميل باطني به ستايش خلق و اي بسا ريا. زيرا از آدمي فرشتگي طلبيدن ناگزير زاينده رياست زاهد مي‌باشد زاهد تمناي باطني را از چشم ديگران نهان دارد و خود را فرشته‌وار بري از هر خواهش نفساني بنماياند. اما آدم/حافظ است كه همه هوشمندي وجود خود را با خروش طبل در ميان ميدان به گوش همگان مي‌رساند:

عاشق وارند و نظر بازم و مي‌گويم فاش *** تا بداني كه به چندين هنر آراسته‌ام

   زهد اگر در خور فرشته است و دمساز با ذات او و در عين حال زاهدان آسماني را نيز از كينه‌توزي و رشك بر آدم/ حافظ در امان نمي‌دارد اين زاهدان زميني چه مي‌گويند و چه مي‌كنند؟ زيرا زهد در ازل در سرشت انسان نهاده شده است و خميره آدم را در ميخانه‌ي عشق سرشته‌اند با مي ناب. پس زهد زاهدان زميني در اساس رياكارانه است زيرا خلاف سرشت انساني است. اينكه آدم/ حافظ براي زهد آفريده نشده و ناگزير از گناهكاري جزء ضروري رويداد ازلي است. حمله‌هاي جانانه حافظ به زهد و زاهدي تنها نه از سر دشمني با زاهدان ريايي دوران خود است، بلكه ژرف‌تر از اين حرفهاست و به مسأله امكان ذاتي زهد براي انسان و ارزش ذاتي زهد برمي‌گردد كه پاسخ حافظ به هر دو منفي است. آيا نمي‌توان گفت كه حافظ پايه‌گذار مكتب عرفاني نازاهدانه يا رندانه است. عرفاني كه در آن بر اثر پيگيري منطقي وضع بشري و بر اساس تأويل عرفاني داستان آفرينش آدم امكان زهد براي او انكار مي‌شود گناه آلودگي و در وضع لغزش قرار گرفتن ضروري وضع انسان است، پس رند گناه آلوده دامن اما در حقيقت در نظام باطني هستي جايگاهي بالاتر از زاهد پاكدامن و فرشته تسبيح خوان دارد، زيرا عالي‌ترين وجه نمود هستي تنها بر اوست كه نمودار تواند شد. اگر حافظ بر مسند ارشاد تكيه نزده و هرگز به خانقاهي سر نسپرده مي‌باشد ناشي از نگرش او به مسأله زهد باشد، زيرا كرسي‌هاي ارشاد همواره براي هدايت خلق به راه زهد و پرهيز برپا مي‌كنند اما او مي‌گويد:

كا اهل زهد و توبه و طاعات نيستيم *** با ما به جام باده صافي خطاب كن

(آشوري، 1377، 207-198)

نتيجه :

   در تربيت قرآني زهد اصيل و راستين يعني روشي از زندگي كه در آن جهت پيشگيري از آن وابستگي و اسارت به امور مادي و در نتيجه بازماندن از تكامل روحي و معنوي پرداختن به ماديات تحت اراده انسان درمي‌آيد در اين ديدگاه به جاي كشتن نفس كنترل نفس مطرح است بر اين اساس ماديات هدف انسان قرار نمي‌گيرد بلكه وسيله تكامل او مي‌شود نقطه مقابل زهد راستين حالتي است كه دنيا و ماديات ذاتاً پليدند و انسان بايد از كناره‌گيري كند اين زهد از نظر اسلام مردود است زهد راستين تعادل بين دنيا گريزي و دنيا زدگي است.

   خميرمايه اصلي و وسواس هميشگي حافظ ريا و رياستيزي است البته براي اينكه ريا مؤثر واقع شود بايد پشتوانه‌اي داشته باشد و آن زهد است. زهد ريايي با همه خصوصياتش هر انسان با انصاف و آگاه را بيزار مي‌كند. زاهدي كه مورد حمله حافظ قرار مي‌گيرد از پرهيزگاران معتقد و صميمي باز بايد شناخت. حافظ به زاهدي حمله مي‌كند كه داغ پيشاني كه بلندگوي تظاهر و رياست يك نكته مهم اعتقادي مورد نظر حافظ است و آن بي‌نيازي خداوند است از عبادت عابدان اين سخن در بيان پيامبر اكرم و امام علي به وضوح پيداست. كه گفته‌اند: ما تو را بدان گونه كه بايد نشناختيم و عبادت تو را بدان پايه كه شايسته است انجام نداده‌ايم و با اين تفسير كه انگيزه من در ستايش تو اميد به بهشت و بيم از دروغ نيست بلكه چون تو را شايسته پرستش يافته‌ام به عبادت تو دست يافتم حافظ نافرماني بي‌دينان و ستايش زاهدان را در گردش دستگاه بلند پايه آفرينش بي‌تأثير مي‌پندارد، يعني اگر جمله كائنات كافر گردند بر دامن كبريايي او گردي نخواهد نشست. (اسلامي ندوشن، 1382، 325)

بيا كه رونق اين كارخانه كم نشود *** به زهد همچو تويي و به كفر همچو مني (حافظ)

   انتقاد شديد حافظ از صاحب القاب و مظاهر طريقت و شريعت به هيچ مبين سوء قضاوت و قلت ارادت او درباره ماهيت طريقت و حقيقت و شريعت و حاكي از عدم احترام او نسبت به بزرگان مخلص دين و شريعت و پيروان صديق طريقت نيست، بلكه درست برعكس ناشي از عمق اخلاص و صدق عقيده و نماينده تأسف و دريغ از رياكاري و تزوير و خودپسندي ازرق لباسان روزگار شاعر است كه با كردار خود آبروي شريعت را مي‌برند و شأن و احترام دينداران حقيقي را متزلزل مي‌ساختند. (مرتضوي، 1344، 437) سرتاسر ديوان حافظ اشاره دارد به اين موضوع كه دين با دين فروشي متفاوت است. دين نبايد حربه‌اي باشد براي مردم آزادي و دين نبايد در خدمت قدرت و سرمايه قرار گيرد، چراكه حقيقت دستخوش تحريف مي‌شود. حافظ انساني را مي‌پسندد كه آنچه هست نشان دهد و گويي در اعتقاد وي ناپسندتر از رياكاري صفتي نيست. در آخر كار با طالبان حقيقت سرمشق مي‌نويسد و درس مي‌دهد.

برو مي نوش و رندي و رز و ترك زرق كن اي دل *** از اين بهتر عجب دارم طريقي گر بياموزي

شعر و داستان/امین فرومدی

منبع-پویش=نشریه علمی پژوهشی اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل

 

منابع و مأخذ :

1- استعلامي، محمد، درس حافظ، تهران، ج 1 1383، انتشارات سخن

2- اسلامي ندوشن، محمدعلي، تأمل در حافظ؛ تهران، 1382، انتشارات آثار و يزدان

3- آشوري، داريوش، هستي شناسي حافظ، چاپ دوم 1377، نشر مركز

4- حميديان؛ سعيد، در ادب پارسي، تهران، 1382 نشر قطره

5- خرمشاهي، بهاءالدين، حافظنامه، ج 1 و 2، 1380، انتشارات علمي و فرهنگي

6- درفشي، رؤيا، پايان نامه كارشناسي ارشد، 1385

7- دشتي، محمد، نهج‌البلاغه، 1380، ناشر مؤسسه فرهنگي تحقيقات اميرالمؤمنين

8- رجائي بخارائي، احمدعلي، فرهنگ اشعار حافظ، 1364

9- رستگار فسايي، منصور، مقالاتي درباره شهر و زندگي حافظ، چاپ چهارم، 1367، نشر جامي

10- رضوي، سيد محمدحسن، مجموعه مقالات حافظ، شماره 43، مرداد 1386

11- سجادي، سيد جفر، فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفاني

12- صديقيان، مهين دخت، فرهنگ واه نماي حافظ، 1383، انتشارات سخن

13- مرتضوي، منوچهر، مكتب حافظ، 1344، نشر كتابخانه ابن سينا

14-يثربي، يحيي، آب طربناك، تهران، 1374، چاپ اول، انتشارات فكر روز

 



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی،اجتماعی،مذهبی و هنر، حافظ
:: برچسب‌ها: شعر, غزل, ریا و سالوس در شعر فارس, اشعارحافظ
 
لينك دوستان
قالب وبلاگ
فهرست تمام لینک ها
شعر های امین فرومدی در  سایت شعر نو
داستانهای امین فرومدی در سایت داستانک
شعر های امین فرومدی در سایت شعر ایران
شعر های امین فرومدی در سایت شعر ناب
شعر های امین فرومدی در "سایت میهن بلاگ"
شعر های امین فرومدی در وبلاگ اشعار کامل شاعران
شعر و داستان(امین فرومدی)به زبان انگلیسی
داستانها و اشعار امین فرومدی در پایگاه خبری شاعر
دکتر علیرضا فولادی-بنیانگذار شعر سه گانی در ایران
سایت سهراب سپهری
سایت احمد شاملو
داستانک-داستانهای کوتاه معاصر=تکراری
شهید اوینی
سیولیشه (نقد شعر...)تارنمای اختصاصی شعر نو
انسان شناسی وفرهنگ
سایت سیمرغ(شعر)
آوای دل - شعر
نوید شاهد-پایگاه فرهنگی .....
شعر های علی فردوسی
شعر موج نو (ویکی‌پدیا)
شعر گراش - مصطفی کارگر
نشریه تخصصی شعر یانوس
شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
دانشنامه شعرآور
نشر پاریس در سال ۱۳۸۲ تاسیس
دانلود کتاب
جشنواره ملی شعر زاگرس
انجمن شعر جوان سبزوار
دل نوشته های زهرا تمیمی نژاد
شقايق هاي كوير-وبلاگ شخصی نرگس کاظمی و احمد رضا خزاعی
داستانهای امین-سایت داستانک
شعر نو...دفتر شعر مرضیه اوجی
شعر نو...رشاد
مرجع ابزار رایگان
روزنامه ای برای یک انسان شناس
وب سایت دکتر شریعتی
ایران آنلاین
ابزار ها...
همشهری آنلاین
یک وبلاگ جالب-وب حسین کمیلی
ساختن لوگوی متحرک برای وبلاگ خود یا برای پس زمینه موبای
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
سازمان تبلیغات اسلامی
وبلاگ طنز-عباس حسین نژاد
کتاب فروشی اینترنتی
خبر انلاین
پرتال جامع علوم انسانی
کمال ادب-طنز
بانك اخبار ماوراءطبيعه
فصنامه فرهنگی-هنری- جشن کتاب
هنر صوت
شـــــــاعران ســــــپید
وبلاگ اشعار کامل شاعران
وبلاگ اشعار کامل شاعران
گنجینه بهترین شعر های شاعران
شرکت مخابرات ایران
انجمن قلم ایران - مهم
کد موزیک لایت
آموزش تغییر سربرگ (هدر) قالب های ایران اسکین
درمان با گیاهان
مطالب پزشکی بوعلی
بدن انسان
سایت ادبی مهیار سنایی-از دوستان شعر نو
کافه کتاب-مرجع دانلود رایگان کتاب های الکترونیکی
گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
انجمن ادبی پایتخت شعر
وبلاگ شخصی عبدالجبار کاکایی
واران شعرهاي جليل صفربيگي
بخوان دات کام - ليست كتاب
این سو وآن سوی متن-درس های نویسندگی عباس معروفی
لعل بدخشان - اهل الدین بحری- افغانستان
سید علی میر افضلی(شاعر) 2
وبلاگ «کتیبه زخم» مرتضا دلاوری پاریزی
پیام قاصدک - امام عصر ع
مهدی باغانی  از  گرگان
گنجور  دیوان غزلیات حافظ
پرتابل جامع علوم انسانی
سایت اشعار کام شاعران"آدرس جدید سایت"
سایت کتابناک...رایگان
کردستان(شعر . ادب . سخن)
ویکی‌پدیا، رده:ادبیات
بانک اشعار و نثر ادبی عاشورايی-حسین عبدی
هـــمـدلـی
استاد سرور ونجای(هندوستان)
شعر و نوشته های ری را جویباری
اثبات سبک زلال
اشعار عاشورایی،تالار گفتمان جی تاک (اشعاری از امین فرومدی)
پایگاه خبری شاعر
سامانه فارسی لایوفید-دوستداران سامی یوسف
تازه های سامی یوسف
وبلاگ فارسی سامی یوسف
وبلاگ سامی یوسف و آوای اسلامی
خبر گزاری کتاب
شهر مجازی زبان و ادب فارسی-اموزش داستان نویسی
تهران : سینما-ادبیات-هنر
پرتال جامع آستان قدس رضوی
اندیشه و قلم - بحث های فلسفی جالب
سبک زندگی اسلامی
داستان های زیبا و خواندنی-وب جالبی ست
شهرستان ادب
وبلاک نویسی
وبلاگ ادبیات
درس‌گفتار حافظ شناسی از بهاءالدین خرمشاهی
مردان اندیشه: گفتگوی برایان مگی با فلاسفه
سایت باقیات=امکان چاپ کتاب های ایرانی در خارج از کشور و توزیع بین المللی آن در آمازون
نوشته های محمدرضا نوشمند در باره ی زبان و ادبیات
متن شناسی ادب پارسی
کلیپ های انگیزشی
بانک اطلاعات مشاغل کشور
کتابخانه احادیث شیعه
آخرين مطالب
چرا روسای سیاست،دین و علم این سه نابغه را خاموش کردند؟
شعر/ هتل هزار ستاره / امین فرومدی
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور /  حافظ
بهار پیام آور بیداری است و    امید است و    زندگی نو
هولودومو / راجر اسکروتن
شعر/آرش کمانگیر/سیاوش کسرایی
سهم ما / / میشل دو مونتینی
شعر/غزل کوهی/منوچهر آتشی
شعر / کرونای بحران هویت   /  امین فرومدی
قطعه ای از نمایشنامه هملت / امین فرومدی
انسان و جامعه / جوزف کمپل
سخنی از  یاستین گوردر : ما آزادیم 
قدرت تغییر دادن /  اروین دیوید یالوم
عشق وطن / میرزاده عشقی
اهلِ حقیقت / فردریش نیچه
لينكستان
سایت ادبی تک بوک
سایت مجله مطالعات عرفانی
سایت ادبی دکلمه دات کام
سایت بوکیها - دانلود کتاب
سینما فارس
سایت تاریخ ما
کمپین مبارزه با نشر جعلیات
عشق زیبا / اولین سایت رسمی دکلمه شعر (ویدیو دکلمه)
دانلود کتاب صوتی رایگان
دانلود را یگان کتاب
سایت مرجع
قافیه یاب
کتابخانه تاریخ ما
سایت دانشنامه اسلامی
کتابخانه فارسی ایرانیان
ربات هوشمند شعر و وزن شعر
سایت مردان پارس
مؤسسۀ مطالعاتی «رویش دیگر» ادبیات / هنر و...
گلچین شعـــر
وبلاگ  افشین خسروی
وبلاگ رسمی دکتر الهی قمشه ای
مدرسه نویسندگی
خوابگزار - گنجینۀ شعر فارس
فرهنگ و ادب
وبلاگ کتاب باز
پرتال جامع علوم انسانی-کریم مجتهدی
سایت موسسه حکمت و فلسفه ایران
گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
بازایابی شبکه ای
پایگاه  خبری  شاعر
لیست تمام پیوند ها
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به شعر و داستان/امین فرومدی/Persian Poetry مي باشد.
انتشار قالب توسط : مارکت دِومی