بی تردید ایرانیان،عمومأ وحافظ پژوهان،خصوصأحافظ راباستیزگی ونقاب گشایی ازچهره ی ریا وریاکارن
وتزویر وتظاهر وسالوس می شناسند.حافظ همه ی عمر بی بدیل واعتبار وتجربه ومشاهده ودانستگی
اش رابر این کارگذاشت.
"«کانون تأثرات عاطفی حافظ ،ریاستیزی وی است.شخصیت وساختار ذهنی وروانی حافظ،بیش ازهر
صفت نبایسته ای،نسبت به "ریا" حساس است.گویی نمایشِ تصویر متناقض ودر عین حال طبیعی
و واقعی"من"ِ او _که درحقیقت"من" ِماست_درشعرش،خود ازهمان حساسیت او نسبت به ریای
ناگزیرِ ِحاصل ازپنهان کردن ِبُعدمنفی وجود ما ناشی می شود.(گمشدۀ لب دریا.تقی پورنامداریان
ص10)
حافظ در شعرش خود راچنانکه هست می نماید تا شایبۀهیچ ریایی،حقیقت جویی وصداقت گویی
او را مکدر نکند.
باتوجه به آنچه گفتیم،باگشودن سفینه ی غزلهای حافظ در هرصفحه وهر غزل واژۀ"ریا" ومترادفات
آن رامیتوان دید وخواند واحساس کرد ،ونیازی به شرح وبیان واضحات نیست.
می خور که شیخ وحافظ ومفتی ومحتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند.
منبع- وبلاگ چراغ و آینه
غزل کامل حافظ :
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
ناموس عشق و رونق عشاق میبرند
عیب جوان و سرزنش پیر میکنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر میکنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر میکنند
ما از برون در شده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده چه تدبیر میکنند
تشویش وقت پیر مغان میدهند باز
این سالکان نگر که چه با پیر میکنند
صد ملک دل به نیم نظر میتوان خرید
خوبان در این معامله تقصیر میکنند
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانهایست که تغییر میکنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
:: موضوعات مرتبط: فرهنگی،اجتماعی،مذهبی و هنر، حافظ
:: برچسبها: شعر, غزل, ریا و سالوس در شعر فارس, اشعارحافظ



