نکتة مهمی که وبر به آن توجه کرده، همسو شدن دین با دنیای جدید و تن دادن به اقتضائات آن است. در وضعیت مدرن حوزههای مختلف زندگی شکل گرفته است که با دستورهای دین سازگار نیست. تضاد وضعیت موجود سبب شده است که دین تا حد زیادی از دعاوی آغازین خود دست بکشد و به اقتضائات دنیای جدید تن بدهد. «خردگرایی پرشکوه ناظر بر رفتار اخلاقی و روشمند، که در همة رسالتهای مذهبی دیده میشود، «آن یگانه چیزی را که نیازمند آن هستیم» جایگزین چندخدایی نموده است. مسیحیت در رویارویی با واقعیتهای زندگی درونی و بیرونی ناگزیر شد به داوریهای نسبی و سازشهایی تن دهد که همۀ ما با مطالعة تاریخ مسیحیت از آنها آگاهی مییابیم. امروز امور عادی زندگی روزمره مذهب را به مبارزه میطلبد. بسیاری از خدایان قدیمی از گورهای خود برخاستهاند. آنها وهمزدایی شدهاند و درنتیجه به شکل نیروهای غیرشخصی درآمدهاند و میخواهند بر زندگی ما مسلط شوند و بار دیگر مبارزۀ جاودانة خود را با یکدیگر از سر گیرند».19 این سخن وبر درحقیقت دورة میانة فرایند سکولاریزاسیون را توضیح میدهد. از نظر او در ابتدا خدایان و نیروهای اسرارآمیز طبیعت حالت شخصی داشت و در متن هر موجودی قرار داشت. در مرحلة بعد به امور غیرشخصی ارتقا یافت و درنهایت به موجود فراشخصی تبدیل شد. معنای دیگری که از عبارت وبر استنباط میشود این است که از نظر او عقلانیت ممکن است نتواند اصل اعتقاد به خدا را از بین ببرد، ولی از خدا افسونزدایی میکند. خدا دیگر موجودی خارج از فهم و عقل انسان نیست، بلکه موجودی است که تمام خصوصیات او با عقل درک میشود.
2. نسبیتگرایی و متکثر شدن زیستجهان
چنانکه بیان شد، از نظر وبر جهان به سمت عقلانیشدن پیش میرود و به موازات گسترش قلمرو عقلانی، دین به قلمرو غیرعقلانی رانده میشود. در پی عقلانی شدن برداشت انسان از جهان و شیوۀ زندگی در عصر مدرن، قلمرو حیات به دو بخش عقلانی و غیرعقلانی تفکیک شد؛ در نتیجه نفوذ دین در زندگی انسان بهتدریج کاهش یافت و دین به قلمرو غیرعقلانی رانده شد و نظام معنایی عقلانی بر زندگی انسان مسلط شد. درنتیجة افسونزدایی غاییترین و متعالیترین ارزشها از زندگی عمومی کنار نهاده شده و به حوزة استعلایی و زندگی عرفانی و به زندگی خصوصی رانده شده است. دیگر حالتهای معنوی دینی که در گذشته در سراسر جمعیتهای بزرگ انسانی همچون آتش شعله میکشید و مردم را به هم پیوند میداد، جز در حالتهای خاص و موقعیتهای خصوصی دیده نمیشود.20 درحقیقت عقلانی شدن سبب شده که سایهبان مقدسی که در جهان سنت بخشهای مختلف زندگی را دربرمیگرفت از بین برود و جهان اجتماعی به حوزههای متکثر و مستقل تبدیل شود. به بیان دیگر، در پی عقلانی شدن اولاً در اذهان و نهادهای اجتماعی بین مقدس و نامقدس تمایز بنیادی پدید میآید. سازمان اجتماعی دیگر کاملاً در فعالیتها و حرفههای مذهبی درگیر نیست. به اندازهای که قدرت سیاسی از قدرت مذهبی متمایز میشود، جامعه نیز خصلت غیردینی مییابد. سپهر کار و زندگی غیرمقدس کاملاً از نماز، دعا و رابطه با نظم فوق طبیعی فاصله میگیرد. این فاصله گرفتن و تمایز در نهادها نیز تجلی مییابد و سبب میشود که آنها دلالت ضمن دینی خود را از دست بدهند؛ ثانیاً علاقهمندی به امور دنیوی یا دنیوی شدن در جامعة سکولار صورت تعددگرایی مذهبی و اخلاقی به خود میگیرد. در جامعة سکولار از وحدت اخلاقی و دینی بهمثابة خواص جامعة دینی خبری نیست. در سطح دینی و اخلاقی روحیة انتقادی و آزادی تفکر، تنوع انتخاب شخصی، بخشی شدن تعلقات دینی و تعدد ایستارهای اخلاقی متنوع و گاهی متفاوت را به همراه دارد؛ چیزی که باعث میشود فرهنگ جامعة مدرن، وحدت و انسجام فرهنگی جامعة دینی را نداشته باشد. در این جامعه آیینهای متفاوتی میتوان یافت؛ رفتارهایی که از ارزشها و اخلاقهای متفاوت ملهم است، سبب ایجاد «خردهفرهنگهایی» میشود که در این نوع جامعه بهخصوص قابل ملاحظه است.
به بیان دیگر، از نظر وبر در پی متکثر شدن جهان اجتماعی و بروز نهادهای مستقل یکپارچگی تصور ابتدایی از جهان، که براساس آن همهچیز ماهیتی جادویی داشت، اکنون دو پاره شده است: در یکسو شناخت عقلانی و تسلط بر طبیعت، و در سوی دیگر تجربههای رازورزانه و عارفانه قرار دارد. محتوای بیانناشدنی چنین تجربههایی تنها پدیدههای ماورایی هستند که در جهان ما باقی ماندهاند؛ جهانی که از وجود خدایان زدوده شده است. درحقیقت، ماورای همچنان قلمروی غیرمادی و متافیزیکی باقی میماند و در این قلمرو است که انسانها صمیمانه به روی تقدس آغوش میگشایند. در هر جا که چنین نتیجهای بدون هیچ پس ماندهای از گذشته حاصل آمده باشد، فرد میتواند تنها در مقام یک فرد برای رستگاری خود بکوشد. در هر جا که فرد کوشیده است تصور خود از جهان را عقلانی کند، یعنی آن را جهانی به شمار آورد که قوانین غیرشخصی بر آن فرمان میرانند، این پدیده همراه با عقلگرایی خردورزانه ظهور کرده است. بسیار طبیعی است که این پدیده در میان ادیان و اخلاقیات برآمده از آنها ثمرۀ تلاش خردورزان فرهیختهای است که همة توان خود را برای «درک شناختی» جهان و معنای آن صرف کردهاند.21
ادبیات ایران و جهان
منبع - سایت خبرگزاری فارس
:: موضوعات مرتبط: فرهنگی،اجتماعی،مذهبی و هنر
:: برچسبها: فرهنگ مدرن, افسونزدایی, نسبیتگرایی, فقدان معنا



