تحلیلی از نمایشنامه « دشمن مردم» اثر جاودان هنریک ابیسن...
دشمن سازی از نوع مردمی؟؟
داستان از این قرار است که دکتر استوکمان پزشک بیمارستان ساحلی پی به آلوده بودن آب حمامهای شهر میبرد. او با خود فکر میکند اگر این مسئله را با مردم مطرح کند میتواند با یک جریان قالب یعنی همان جریان زور و قدرت حاکم بر شهر مقابله کند. برادر وی یعنی پتر استوکمان کلانتر و شهردار شهر و به نوعی نماد تمامیت خواهی و قدرت طلبی برای مقابله با این حرف دکتر، مطبوعات و رسانه ها را در کالبد جریان خود قرار میدهد و مردم را علیه دکتر استوکمان میشوراند.
به نظر من دشمن مردم یک نمایشنامه داستان محور است. نمایشنامه شخصیت و موقعیت یا بهتر بگویم موقعیت هایی که شخصیت از آن بیرون میاید . شخصیت های پیچیده و کاملا رئال و منطبق با واقیعت های اجتماعی آن زمان نویسنده. یکی از شخصیت های واقعی این نمایشنامه برادر دکتر استوکمان یعنی پتر استوکمان است . او شهردار و کلانتر و نماد تمامیت خواهی و قدرت طلبی جامعه ایبسن است و خود ایبسن در قالب شخصیت دکتر استوکمان وارد نمایشنامه شده است تا بتواند سخن های ناگفته خود را بیان کند. به نظر من نقطه قوت کار آنجایست که دکتر استوکمان میخواهد به مردم بفهماند که این آب مصرفی در اثر آلودگی ، زندگی آنها را به خطر انداخته است و لی مردم در اثر قالب شدن مطبوعات و سلطه کامل قدرت حاکمه و همچنین عدم ثبات فکر و انیشه ، این حرف دکتر را نمیپذیرند و حتی به طرف او سنگ هم پرتاب میکنند. تم نمایشنامه را میتوان مقابله فردی با یک جریان جمعی بیان کرد. چرا که دکتر در ابتدا برای آگاه سازی افکار مردم دست به افشاگری میزند ولی همان دکتر استوکمان برای اثبات حقانیت خود به مقابله با مردمی میایستد.
وجدان فردی دکتر استوکمان میخواهد از حق مردم دفاع کند ولی همین دکتر بعد از مدتی لقب دشمن مردم را به خود میگیرد. فاجعه اینجاست . فاجعه الزامآ به معنای یک اتفاق ناگوار نیست بلکه یک رویداد بی منطق هم میتواند فاجعه باشد. نظر شما را به بخشی از نمایشنامه جلب میکنم:
((...دکتر استوکمان: اما بالاخره سر از کارها در آوردم و به روشنی دیدم چی به چیه. برای همین هم امشب اینجا وایستادم . همشهری ها میخوام پرده دری های بزرگی کنم. میخوام از کشفی با خبرتون کنم بس دامنه دار تر از اون خرده کاری که شبکه ی آبمون زههر آلوده و ساحلهای درمانیمون روی زمین طاعون زده نشسته.
صدا های بسیار : چیزی از آسایشگاه نگو؟ نمیخوایم بشنویم؟ از اون هیچی نگو.
دکتراستوکمان: گفتم میخوام از کشف بزرگی بگم که این روزها کردم. – از این کشف که همه ی چشمه های معنوی زندگیمون زهر آلوده و اینکه همه ی جامعه مدنیمون روی زمین طاعون زده ی دروغ آرمیده.
کلانتر: چه گوشه کنایه ای-؟
آشلاکسن( دست بروی زنگ): از سخنران خواسته میشود خوددارباشن.
....هووستاد: حق همیشه با اکثریته.
دکتر استوکمان: من میگم حق همیشه با اکثریت نیست . این یکی از اون دروغ های جامعه ست که یه آدم آزاد اندیش باید در برابرش بشوره...))
مطبوعات و رسانه ها دراین اثرتحت اختیار قدرت حاکمه هستند و هر چه آنها بخواهند مطبوعات عملی میکنند و این نه فقط درقرن نوزدهم اتفاق افتاده بلکه امروز هم همین طور است. قدرت و ثروت دو معقوله مهمی هستند که همیشه تاریخ ، جریان ساز و جهت دهنده بوده اند. وحتی در تحریف خود تاریخ نیز تآثیر گذار بوده است.
هووستاد نماینده مطبوعات مردم فریب و اشلاکسن نماینده چاپخانه داران نروژی هستند که با تحت فشار قرار دادن دکتر استوکمان در یک شرایط نابرابر میخواهند بر وی قالب شوند. ایبسن با زیرکی مخصوص خود در این اثر از جران های مطبوعاتی و چاپخانه های زمان خود نیز انتقاد میکند.
هرگاه شخصیتی تحت فشار قرار بگیرد ناچار دست به عملی میزند و به هدفی فکر میکند. البته در این نمایشنامه شخصیت محوری از قبل به هدف خود خوب فکر کرده ولی عوامل محیطی باعث میشود که او در اثبات هدف خود مسمم تر شود. هدفی که علت اصلی حرکت دکتر استوکمان میشود.
فضا سازی ایبسن به نظرم بی نظیر است. باور پذیر و قابل درک. در چندین جای نمایشنامه احساس هم زاد پنداری پیدا کردم. ریتم کار درست بود. کشمکش ها از نوع آدم علیه آدمیست که نوع شخصیت پردازیها ی درست ایبسن باعث آن شده تا ما بایک ساختار دراماتیک منسجم و با تعریفی درست از نوع ارتباطات و به اطلاعاتی دقیق از اشخاص اثر میرسیم. اطلاعات در این اثر یک دفعه به مخاطب ارائه نمیشود بلکه ما خیلی نرم و آهسته به درون لایه های زیرین اثر وارد میشویم تا جائی که احساسات ما ببه عمق موضوع وارد میشود.
دکتر استوکمان یا همان شخص بازی محوری در این اثر میخواهد وضع موجود را بر هم بزند و اوضاع را تغییر بدهد. او قدرت مقابله با این جریان را ندارد ولی هوش و زکاوت لازم را برای ارئه نظر خود را دارد و با استفاده از این هوش و زکاوت میخواهد بعضی از معادلات را بر هم زده و اوضاع را به همان وضع مطلوب مورد نظرش برگرداند.
نکته مهم اینکه در دکتر هیچ تحولی رخ نمیدهد و نه در دکتر ، حتی در اشخاص بازی مخالف نیز این تحول ایجاد نمیشود. نه اینکه حرکت دکتر بی حاصل بوده باشد بلکه جریان قالب بزرگتر از این حرف هاست که بخواهد با نظر یک فرد متحول شود.
نتیجه آنکه ایبسن با ارئه این اثر میخواهد ما را برای دریافت حقایق آماده سازد ، حقایقی که ما آنها را انکار میکنیم و او به ما میگوید این ما هستیم که به خودمان دروغ میگوییم ، این ما آدم ها هستیم که خیلی راحت همدیگر ار دور میزنیم مانند زمینی که روزی یک بار خود را درور میزند.
لینک دانلود کتاب : دریافت کتاب
ادبیات ایران و جهان
منبع-وبلاگ دست نوشته های محمدرضا فاتحی