
5 ــ شفیعی، شاعر نقابها
محمدرضا شفیعیکدکنی[14] (متولد 1318) از شاعران و منتقدان معاصر است و به حق در دو بُعد شخصیّت فرهنگیاش ــ یعنی شاعر و محقّق ــ همچون واسطهالعقد ادبیات معاصر فارسی است. وی با وجود اینکه بسیار دلبستۀ سنتهاست، از موفّقترین و ماندگارترین شاعران صاحبسبک در حوزۀ نوگرایی است. شعر او نوعی فریاد است که از گذشتهای با شکوه، اکنونی در هم و آیندهای نامعلوم سخن میگوید. علاقۀ او به ایران گذشته و نیز سالهای سال، تحقیق و تدریس در زمینههای مختلف ادبیات، سنّتها را برای او بسیار نزدیک و در دسترس قرار داده است. یادآوری سنّتها و بازسازی برخی از آنها در شعر، در حقیقت برای انجام دادن رسالتی اجتماعی است که شاعر بر دوش خود و شعر احساس میکند. او در سراسر اشعارش به دنبال آن است تا روشنگرانه سخنی بگوید که خود و جامعه را به سمت تعالی پیش ببرد و گله و شکایت خود را از بیتوجّهی به این امر به گوش جهان برساند.
در نگرش شفیعی، سنّت، میراث گرانقدری است که فراخی و ژرفی اکنون را در بطن خود دارد و از مفهومی ثابت و ایستا فراتر میرود و به پدیدهای پویا بدل میشود. به دنبال همین نگرش است که او زحمت شناختن و شناساندن چهرهها و شخصیتهای تأثیرگذار در فرهنگ و سنّت قومی خویش را بر دوش میکشد. وی «از هر دو جلوۀ در عمق و در سطح سنّت بهره میبرد تا فقط انتقالدهندۀ افکار و دیدگاههای گذشتگان نباشد؛ بلکه نوعی تغییر و جوشش و انقلاب را نیز باعث شود.» (عباسی، 1385: 163) او در جهت دلمشغولیهای امروزی بشر، گذشته را با جلوهای نوین در اشاره به آینده عرضه میکند. او ظرف منِ شعری خود را از دل میراث فرهنگی خود برمیگزیند. شگرد نقاب همین ظرف منِ شعری و بیانگر امتداد ریشهها و بنیانهای هنری اوست.
در مقالۀ «کارکرد نقاب در شعر» برای جایگاه نقاب در سه فرهنگ: غربی، عربی و ایرانی مثلثی ترسیم شده است که نمایندۀ ضلع غربی مثلثِ نقاب را تیاس الیوت میداند که به قولی پیشاهنگ نقابهای شعری است و عبدالوهاب البیانی را نمایندۀ ضلع عربی آن میداند و در اثبات این مدعا از آثار آنان در حوزۀ شعر و نقد ادبی بهره میجوید و نمایندة ضلع سوم یعنی فرهنگ ایران را شفیعیکدکنی میداند و او را شاعر نقابها مینامد.
منبغ http://za.iau-arak.ac.ir/article_517298_111414.html
:: موضوعات مرتبط: محمدرضا شفیعی کدکنی
:: برچسبها: سنّت, شعر, دکتر, محمدرضا شفیعیکدکنی



