نقاب و تأثیر آن در ساخت فضای شعر محمدرضا شفیعیکدکنی "3"

2 ــ نقاب، شگردی بلاغی
نقاب، به چهرهگرفتن سیماچۀ یک شخصیتِ برگرفته از پیشینۀ فرهنگی و قومی در شعر است. شاعر آن را در محور عمودی شعر میآورد و از این طریق اندیشه، احساس، سخن ناگفتنی و تجربۀ معاصر خود را از زبان او و به صورت غیرمستقیم، در گفتگو یا هر شرایط دیگری که وی به مدد آن، شخصیت را به سخن در میآورد، بیان میکند. شاعرانی که ریشه در سنت دارند، دلزدگی، بیزاری و انزجار خود را از تاریخ معاصر به صورت رمزی و از ورای این نقابها بیان میکنند. درست شبیه بازیگران نقابدار صحنۀ نمایش که نقاب خدایان، حیوانات و اشخاص دیگر را بر چهره میگیرند. «در این شگرد بلاغی، شاعر با شخصیت مطلوب گزینشی، متحد میشود و از این رهگذر اندیشهها و دلمشغولیهای فکری و ابعادی از تجربههای فردی خود را به زبان او بیان میدارد.» (عباسی، 1385: 158)
نقاب نمادی است که بیشتر در قالب یک شخصیت شکل میگیرد؛ این شخصیت نقابین بیشتر به وسیلۀ ضمیر متکلّم و مخاطب در شعر وارد میشود. گاهی توجه به این ضمایر سبب میشود مخاطب گمان کند صدای حاکم بر شعر، صدای شخصیت تاریخی است؛ اما به تدریج متوجّه میشود که آن شخصیت چیزی جز یک سیماچه که شاعر از پسِ آن سخن میگوید، نیست. صدای مستقیم شخصیت با صدای ضمنی شاعر آنگونه با هم در گفتگو و همکلامیاند که مخاطب را به معنای پنهان در نقاب رهنمون میکند[5]. از این رو نوشتهاند: «نقاب عبارت است از دو صدای مختلف برآمده از دو شخصیت گوناگون در طول شعری که هر دو را حمایت میکند، با هم در تعاملاند و هدفشان حاصلکردن معنی نقاب از طریق یک تعامل کاملاً برابر میان این دو صدا از دو شخصیت متفاوت است.» (مجاهد، 1998: 265)
نکتۀ دیگر در شعر نقاب، هدف و کاربرد آگاهانۀ این شگرد است. چنانکه در روانشناسی نیز نقاب یا «پرسونا» کارکرد بخش خودآگاه شخصیت است[6]. در این بابگفتهاند: «تلاش کردم که قهرمان ایدهآل روزگار خود و همة روزگاران را تقدیم کنم و عمیقترین احساسات این شخصیتهای ایدهآل را بکاوم و از نهایت و بینهایت و محنت اجتماعی و وجودی که اینان با آن مواجه شدهاند، سخن بگویم و همچنین گذر از آنچه وجود دارد، برای آنچه باید باشد.» (عباس، 1384: 240)
شاعر با بهرهگیری از ابزار فنّی نقاب از ورای شخصیت یا شخصیتهای برگزیده، اندیشههای خود را بیان میکند و ناگفتهها و احساسات درونی خود را به شکلی رمزی از زبان او بیان میکند. از این طریق اثر خود را از غناییگری و گزارشنویسی و رمانتیسم افراطی و یا گرایش شدید به کاربرد درامی نمایشنامهوار حفظ میکند. «نقاب به هیچ عنوان قصد ندارد که نقش بارز و محوری شاعر را نسبت به زمانهاش پنهان کند و بر نوعی عینیت و استقلال و بیطرفی تأکید دارد.» (کندی، 2003: 91) زیرا هدف نقاب چیزی جز ارائۀ چهرۀ اعماق وجودی و ذات شاعر از میان «تصویری در اعماق» نیست.
منبغ http://za.iau-arak.ac.ir/article_517298_111414.html